محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی
15گفتند تو کجا بودی آن موقعی که ما در این راه کمرمان خرد شد؟ پدرمان درآمد، چه کردیم و چه کردیم و چه کردیم تو حالا آمدی الانش را داری میبینی، بله؟ نمیتواند درک بکند چون نمیتواند لذا همینطور با اشکال میماند. و لذا مرحوم آقا میفرمودند تو مانند سیب کرمخورده شدهای، این سیب وقتی کرم میخورد دیگر کرمو است، دیگر درونش فاسد است، درونش فاسد است، و نمیتواند دیگر خودش را خلاص کند، از درون کرم خورده، از تو خراب شده، از تو فاسد شده و از درون این حقیقت خودش، این طراوت این لطافت، این حیاتی که خداوند به این سیب داده الان خراب شده و فاسد شده. نتیجهاش چه میشود؟ نتیجهاش این میشود وقتی مسائل تغییر پیدا میکند و جریانات عوض میشود، همین آقایی که آمده به آقا اعتراض میکند شروع میکند به نقطه مخالف و صد و هشتاد درجه برمیگردد. همان مطالبی که قبلا میگفت چه شد؟ تو که اینجوری بودی، تو که میآمدی اعتراض میکردی، تو که آمدی انتقاد کردی، تو که آمدی گفتی پس این حرفها را برای اسلام و چه گذاشتید و فلان کردی، پس چرا داری این حرفها را میزنی چرا داری این مطالب را میگویی؟ چرا داری یا از این طرف میروی میافتی یا اینقدر عقب میروی که از آن طرف میافتی؟ نه به آن حرفهایت نه به این کارها مسائلت.
اینها افرادی هستند که همه یک مسئله دارند و آن این است که جایگاهشان را در کنار ولی خدا نمیفهمند، همین است. که ما چه هستیم و او کیست؟ ما چقدر فهم داریم آن چه افق و چه بصیرت و چه عالمی را الان دارد نظاره میکند؟ ما داریم یک متری بینی خودمان را نگاه میکنیم او دارد در بیانتها نظر میاندازد و دارد میبیند، ما الان را داریم میبینیم او ده سال دیگر، بیست سال دیگر را دارد میبیند، سی سال دیگر را دارد میبیند، ما الان با این شرایطی که معلول علل غیر اختیاری است داریم راه خودمان را انتخاب میکنیم، آن دارد به آن علل نگاه میکند، سلسله عللی که آن سلسله علل موجب این مسائل و حوادث و پدیدهها هست. اینجاست که مرحوم آقا میفرمودند اگر تا روز قیامت سجده شکر کنید بر این که خداوند این توفیق را به شما داده کاری انجام ندادهاید، کار مهمی نکردید، این به خاطر این است.

