اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی

14290
سال 1438
نسخه عربی

محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی

6
  • امام را بیاییم خرج کنیم، مثل پول ها، چطور پول خرج می‌کنیم، اینور و آنور پول خرج می‌کنیم، این هم یکی، امام را باید خرج کنیم! هر چه حضرت می‌گوید خب من چکار دارم به شما؟ شما ادعای خلافت می‌کنید شما ادعای کمک می‌کنی به من چکار دارید؟ من در مسجد خودم، مسجد مدینه می‌روم، می‌نشینم با اصحاب احکام می‌گویم، مطالب می‌گویم به اینها... 

  • -نه نمی‌شود، خود ما باید به این حکومت برسیم و بنی عباس را ساقط بکنیم و مهمترین وسیله و بهترین وسیله و بهترین زمینه برای رسیدن به این هدف این است که شما پشت ما را داشته باشید! 

  • -حضرت می‌گوید خب اگر نداشته باشم چه؟ 

  • - نه، نمی‌شود می‌گیریم شما را می‌اندازیم در زندان و بعد هم اعدام می‌کنیم!

  • دست شما درد نکند، ما یک وقتی اینها را می‌خواندیم و همینطور می‌گذشتیم، یعنی باور کنید من خودم وقتی که تاریخ می‌خواندم... خدا رحمت کند مرحوم آقا رضوان اللَه علیه چقدر به ما و همه رفقای طلبه سفارش می‌کردند که تاریخ اسلام را خیلی خوب بخوانید. به نظر من کسی که تاریخ اسلام را وارد نباشد این اصلا نمی‌تواند فتوا بدهد، حتی فتوا هم نمی‌تواند بدهد. چون اطلاع بر مبانی استنباط یکی از اصولش اطلاع بر تاریخ اسلام و نحوه نگرش معصومین و نحوه تصرفات معصومین، کارهای مختلف آنها در زمینه‌های مختلف است، این شخص باید مطلع باشد. ایشان خیلی توصیه داشتند خب ما هم کم و بیش چند ورقی نسبت به این مسائل تورقی کردیم.

  • من وقتی که اینها را می‌خواندم باور نمی‌کردم و سرسری می‌گذشتم، بعد یک مقداری که گذشت دیدم نه اصلا مسئله واقعیت داشته، آخر شما باور می‌کنید پسرعموهای امام صادق، بنی اعمام آنها، بنی الحسن بلند شوند به امام صادق بگویند آقا ما شما را می‌اندازیم در زندان و انداختند در زندان آن هم نعوذ باللَه، نعوذ باللَه در یک جای بسیار بسیار بد، بدترین جای زندان که نمی‌توانم اسمش را بیاورم و بعد هم تهدید می‌کنند که فردا صبح شما را اعدام می‌کنیم! یک شب تا صبح فرصت داری تصمیمت را بگیری! یک شب تا صبح. و اعدام هم می‌کردند، اگر منصور دوانیقی نمی‌آمد و همان صبح در مدینه غلبه نمی‌کرد و امام صادق را از زندان درنمی‌آورد اینها امام صادق را اعدام کرده بودند، اعدام، می‌دانید یعنی چه؟ یعنی آقا طناب دار می‌انداختند گردن امام صادق، یعنی با شمشیر می‌زدند سر امام را قطع می‌کردند، اعدام، تعارف هم نداشتند، چرا؟ چون برای رسیدن به هدف وسیله توجیه می‌شود، گرچه آن وسیله اعدام امام باشد! چه اشکال دارد؟ بلکه مستجب موکد و اوجب واجبات هم است! کشتن امام صادق می‌شود واجب! بله، مستحب، واجب...، فتوا هم که می‌دهیم! بلد هم که هستیم! بله خدا به دادمان برسد، خدا به دادمان برسد، خدا به دادمان برسد که ببینیم این ره که می‌رویم به کجاست!