اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی

14290
سال 1438
نسخه عربی

محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی

8
  • امام را نباید خرج کرد، اولیای خدا را انسان نباید خرج مطامع دنیای دنی کرد، آن دنیایی که امیرالمومنین می‌گوید از قیافه یک بزی که با آن وضع و با آن کیفیت است پست‌تر است، آن توضیح که حضرت می‌دهند1. این دنیا، دنیایی که امیرالمومنین به ابن عباس کفش وصله‌ و پینه‌ای خودش را نشان می‌دهد و می‌گوید این کفش من را نگاه کن این حکومت شما از این کفشی که ده تا وصله خورده پست‌تر است برای من2. راست هم می‌گوید و دروغ نمی‌گوید، آن‌وقت ما برای این دنیا می‌آییم چه کار می‌کنیم؟ هر جور شده می‌کِشیم جلو برای اینکه به آن برسیم، هر چه را تا بحال نامناسب و خلاف و ناگوار و خلاف ارزش قلمداد می‌کردیم می‌شود ارزش! چون نوبت ما رسیده همه اینها ارزش پیدا می‌کند. اولیاء خدا حرفهای آنها از کتابهایشان، از سخنرانی‌هایشان، از سوالات عمومی که به درد می‌خورد ... ولی خدا را نمی‌شود باهاش شوخی کرد، حرفی که یک ولی خدا می‌زند آن حرف مربوط است به شرایط همان زمانی که این حرف گفته شده نه در وقت دیگر و نه در شرایط دیگر، نه اینکه ولی خدا بیاید یک حرفی بزند شما تا هفتصد سال دیگر هم این را بکِشانید!

  • این حرفها بالاترین ظلم و جفا به یک ولی الهی این است که انسان بیاید یک مطلبی را که او در یک وقت [خاص] گفته این مطلب را تسری بدهد در همه شرایط دیگر و در همه موارد مختلف دیگر و در همه مواقفی که هیچ ارتباطی با آن شرایط و با آن ظرف و با آن موقعیتی که این حق را گفته ندارند و در تقابل و تضاد مقابل یکدیگر قرار گرفته. این خیلی ظلم است، بالاتر از این ظلم؟ که انسان بیاید حرف اولیای خدا را خرج مسائل سیاسی و دنیایی خود بکند، از این دیگر بدتر می‌شود؟ 

  • مرحوم آقا رضوان اللَه علیه ایشان مسائل مختلف و مطالب مختلف و تصرفات مختلفی در شرایط مختلف داشتند نه اینکه همه به یک قسم بوده باشد، نخیر، اینطور نبود، اینطور نبود که ایشان یک حرفی بزنند برای همه اوقات الی الابد الاباد، در هر شرایطی این‌طوری نبود که ایشان یک مطلبی را بگویند برای همیشه و به هر کیفیتی. بنده خودم شاهد بودم یک وقتی در یک قضیه‌ای ایشان به ما یک رهنمود خاصی داشتند، یک سال یادم است مسئله یک مقداری فرق کرد در آن، و ایشان موضع مخالف گرفتند.

    1.  دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ / نهج البلاغه، خطبه ٣
    2.  قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام بِذِي قَارٍ وَهُوَ يَخْصِفُ نَعْلَهُ فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا فَقَالَ عليه السلام  وَاللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً  أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا. / نهج البلاغه، خطبه ٣٣