لزوم رعایت حال دیگران در عین صلابت در راه حق
11یک وقت من در یک مجلسی شرکت کردم خدا رحمتش کند صاحب مجلس آدم خوبی بود ولی خب بالاخره از علمای تهران بود، یک مجلس روضهای داشت عصر پنجشنبه ما رفته بودیم و خیلی از آقایان ائمه جماعات هم همه دور تا دور نشسته بودند. سخن از رفتن مرحوم آقا شد به مشهد، بعد ایشان اتفاقا بلند گفت که آقا ایشان چه مریدهایی داشتند در این مسجد و موقعیت مسجد و اینها چرا گذاشتند رفتند؟! ما گفتیم حالا که اینطور گفته خب ما هم یک چیزی بگوییم، حالا یا خوشش میآید یا نه! گفتم که آقا مرید باید به دنبال مراد باشد یا مراد به دنبال مرید؟ آقا رنگش قرمز شد، کدام باید به دنبال دیگری باشد مراد به دنبال مرید یا مرید به دنبال مراد؟ شما به دنبال مرید هستید! شما هستید که صف نماز را میشمارید اگر یکی کم باشد میروید ردّش را میگیرید کجا بوده! چرا نیامده! جای دیگر رفته، مسجد دیگر رفته، چه شده، آقا از دست ما ناراحت شدی؟ نه! ناراحت نشدم دلم میخواهد این مسجد بروم! مسئلهای اتفاق افتاده بفرمایید منزل، شامی، نهاری، چلوکبابی، خلاصه مرغی، چیزی، باید از دل مومن درآورد! بالاخره این که الان رفته برای چه رفته؟ به چه جهت رفته؟!
اهل این حرفها نبودند، اهل این مسائل نبودند، لذا وقتی امر استاد میآید... لذا رفتن مشهدشان هم به امر استاد بود این را هم رفقا در نظر داشته باشند، هم آمدن به ایرانشان به امر استادشان بود و هم رفتن به مشهدشان به امر استاد ایشان بود. استاد ایشان فرمودند به ایشان (در آن سفر سوریه، در کنار مرقد مطهر حضرت زینب سلام اللَه علیها) که وقتی به ایران مراجعت کردید شما به مشهد هجرت کنید و دیگر در آنجا باشید، یعنی در هر دو قضیه، گر چه خود ایشان در میلشان و در قلبشان بارها هم میفرمودند، بارها و بارها این مطلب را ایشان میگفتند من از نجف که به ایران و تهران آمدم من همیشه در دلم این بود که دوباره برگردم یا به آن علی یا به این علی، یا به علی پدر و یا به علی فرزند که علی ابن موسی الرضا علیه السلام باشد و خداوند علی ابن موسی الرضا را نصیب ما کرد و ایشان ارادت خاصی نسبت به امام رضا علیه السلام داشتند، همه ائمه تفاوتی نمیکنند، ولی نمیدانم چه سرّی هست در مسئله، خب حالا خود ایشان هم میفرمایند که خلاصه نسبت به امام رضا علیه السلام یک حال و هوای خاصی داشتند، خدا قسمت کند، خدا قسمت کند یک مقداری از آن حال و هواها را هم خدا به ما بدهد و ببینیم چه خبرها است، نه اینکه چه خبر است، چه خبرها، نه یک خبر و دو خبر... خبرهای بیانتها، یعنی خبرهایی است که حد ندارد، هر کسی برود پیش امام رضا علیه السلام از این مسائل دارد خدا قسمت کند.

