حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی
10مطلب دیگر اینکه فرمودند و من غیر حقد یتخاصمون، چهارم اینکه بدون اینکه حقد و کینهای داشته باشند در سر همدیگر میزنند، برای چه دعوا میکنی؟ هیچی! هم بیخود دعوا شروع میکنند هم بیخود دعوا را پایان میدهند و ختم میکنند و آشتی میکنند و دوباره...، نه دعوایشان روی حساب است نه آشتیشان روی حساب است، هیچکدام. کینه ندارند که براساس آن کینه بخواهند روابط خودشان را تنظیم کنند، و هر چه بر سر ما میآید از همین حقد و کینه میآید. دعوا سر یک چیز عادی، این میگوید آن را بده آن نمیدهد یک دفعه میپرند به همدیگر بعد یک خرده میگذرد میبینند نه به همدیگر نیاز دارند میگوید حالا بیا با همدیگر آشتی کنیم میگوید خیلی خب بیا، تمام شد، انگار نه انگار. برنمیگردد به اینکه این پنج دقیقه پیش من را زد، این یک ساعت پیش من را زد، این دیروز این را از من گرفت، دارد به حال نگاه میکند به وضعیت فعلی دارد نگاه میکند. با وضعیت و حال فعلی دارد ارتباط با رفیقش برقرار میکند نه بر اساس استصحاب مسائل گذشته و آن مطالبی که قبلا شده: پارسال این این کار را کرد، شش ماه پیش این کار را کرد، دیروز این کار را کرد... بین فقیر و بین ثروتمند هم برایشان فرق نمیکند، حالا این رفیقش که دارد میآید با او بازی میکند این خانوادهاش چه خانوادهای هست، خانوادهاش اهل علم است، خانوادهاش کاسب است، خانوادهاش فقیر است، هیچ برایش تفاوت نمیکند فقط صرف الوجود او مورد نظر است، خودش. و این چقدر صفت صفت مهمی است و ما چقدر از این مسئله [دوریم] ما واقعا چقدر در این مسائل گیر هستیم، چقدر ما در این مسائل گیر هستیم.
و چقدر کار دارد که از این حرفها بگذریم، خیلی کار دارد، خیال نکنید مسئله به همین راحتی و به همین آسانی است.

