اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی

14436
سال 1438
نسخه عربی

حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی

11
  • می‌گویند فلان شخص آمده بود در منزل فلانی و چقدر این شخص متواضع است! با اینکه این کس مهمی نبود این شخص او را مورد احترام قرار می‌دهد، مثلا کسی به این توجه نمی‌کرد ولی این شخص از حال او سوال می‌کند و احوالش را می‌پرسد و... و این حکایت از تواضع آن شخص می‌کند. 

  • یکی نقل می‌کرد از دوستان برای من که رفته بوده جایی و از آن شخص خیلی تعریف می‌کرد که این به حرفهای من توجه می‌کرد و چه وچه و این حرفها، و این تواضع ایشان را مثلا نشان می‌دهد. گفتم نه جان من تواضع به این نمی‌گویند تواضع به این می‌گویند که اگر او با فردی که هم طراز خودش بود و مانند خودش بود آمد همین کاری که با تو انجام می‌داد با او انجام داد آن وقت می‌توانیم بگوییم این نسبت به مسائل نفس [روی خودش کار کرده است] ولی این که بیاید با تو یک همچنین رفتاری بکند، تازه خیلی‌ها هستند که خیلی هم خوششان می‌آید، مثلا می‌گوید من اهل علم و فلان هستم این شخص عادی است. اولا هم نفسش خوشش می‌آید و هم دیگران تعریفش می‌کنند (همانطور که خودش گفت و تعریف آن را داد) و می‌گویند چقدر این آدم متواضعی است و ... این که هنر نیست. 

  • حالا دیگر بگذریم، خواستیم یک چیزی بگوییم، دیدیم، بله، طبق معمول! 

  • خدا به داد آدم برسد وقتی که بیایند یک به یک کارهای انسان را بگذارند زیر ذره‌بین آن وقت معلوم می‌شود چه کسی تواضع دارد و چه کسی سرتا پا در منجلاب از حقدها و کینه‌ها و نفسانیات و دنیا در عین حال با چهره‌ای آراسته و ظاهری فریبنده برای اشخاص است. اینجاست که برای تشخیص، دیگر انسان به این چشم نمی‌شود اعتماد کند، آن یک چشم دیگر می‌خواهد، و وقتی آن چشم باطن بیاید و بعضی چیزها را بگوید آن وقت انسان می‌گوید عجب! اصلا آقا مگر می‌شود؟ چرا؟ چون ما فقط با همین چشم داریم قضاوت می‌کنیم این چشم که برای قضاوت کردن نیست، ولی ما داریم با آن قضاوت می‌کنیم، این چشم فقط برای دیدن است، قضاوت را چیز دیگر باید بکند، ما قضاوت و فکر و همه چیز را آورده ایم و گذاشته‌ایم در این چشم، همین عنبیه و صلبیه و زجاجیه و مردمک و قرنیه، همه را گذاشته‌ایم در این، آن یک چشم دیگر می‌خواهد. آن چشم دیگری که نمی‌تواند آن چه را که می‌فهمد بیاید برای من و شما بگوید! چرا؟ برای شما قابل قبول نیست، اگر بیاید بگوید: نه! چه می‌گویید آقا؟! این حرفها چیست که می‌زنید؟ این مطالب چیست که می‌گویید؟ این این است، این آن است، این خصوصیات را دارد، این مسائل را دارد...