اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی

14436
سال 1438
نسخه عربی

حرکت سریع به سمت پروردگار با سلوک نفسی و درونی

6
  • علت اینکه بزرگان از اهل معرفت همیشه توصیه می‌کردند شاگردان خود را به مراقبه برای این است. خدا می‌بخشد، خدا ارحم الراحمین است، خدا ستار العیوب است، بله، می‌بخشد اما آن استعدادی که از تو فوت شده آن را دیگر از کجا می‌شود به دست بیاوری؟ آن که دیگر برنمی‌گردد. سهمیه‌ای که برای امشب بود آن سهمیه از بین رفت، فردا روز یکشنبه سهمیه خودش را دارد، فردا شب شب دوشنبه سهمیه خودش را دارد، سهمیه امشب رفت، لذا می‌گفتند که سالک باید همیشه در حال مراقبه باشد. مراقبه یعنی همین، مراقبه یعنی مواظب باشد فعل او، گفتار او، افکار او، تصورات و خطورات ذهنیه او اینها موجب حضیض او و از بین رفتن آن استعداد نشود که به واسطه این قضیه سلب توفیق نسبت به مسائل دیگر خواهد شد. 

  • یعنی قرار است مثلا فرض کنید که در ساعت یازده و نیم یک فیضی، یک رحمتی، یک رافتی از ناحیه پروردگار برسد، ساعت یازده و ربع شما شروع می‌کنید نسبت به یک مسئله سوءظنی در ذهن خودتان ایجاد می‌کنید، خطور شیطانی در ذهن خود وارد می‌کنید، خلاف رضای خدا را در ذهن می‌آورید، فلان گناه را در ذهن خود ترسیم می‌کنید: فردا این عمل را انجام بدهم! حالا عمل عمل خلاف است، گرچه هنوز انجام نشده، ولی همین که شما این فکر را کردید آن یازده و نیمی پرید، تمام شد دیگر نمی‌آید. این باعث می‌شود آن چیزی که باید بیاید، می‌آید تا بالا می‌ایستد و می‌رود به یکی دیگر می‌خورد. مسائل خب خیلی زیاد است.

  • یک دفعه در یک مجلسی بودیم خدا رحمت کند یکی از دوستانی که به رحمت خدا رفته و خیلی هم با ما مانوس بود، بسیار بسیار مانوس بود، عجیب، آن نقل می‌کرد البته خب من هم بودم در آن مجلس منتهی خب ما که چیزی سرمان نمی‌شد، ما که چیزی نمی‌دانستیم، می‌گفت که در فلان موقع از دعایی که خوانده می‌شود (مثل اینکه دعای جوشنی بود) گفت یک مرتبه احساس کردم یک رحمتی از جانب پروردگار آمد و همه این مجلس را گرفت فقط یک نفر را نگرفت، آن یک نفر در آن موقع دارای حالت خوبی نبود و در ذهنش و در نفسش نسبت به رفیق دیگر حالت خوبی نداشت و کدورتی بود و تقصیر هم تقصیر این فرد بود. هر چیزی حساب دارد، این نیست که وقتی یک بارانی بیاید (حالا باران هم حساب دارد تازه) بیاید و یک دفعه هر چه هست را...، نه، وقتی می‌آید آن ظرفی که قابلیت برای درک و تلقی این را دارد همانجا می‌آید و آن ظرفی که قابلیت ندارد اصلا واژگون است. آن ظرف‌هایی که به این قسم طبیعی خب آب می‌آید در آن قرار می‌گیرد ولی وقتی ظرف برعکس باشد باران کجا بیاید؟ می‌آید می‌ریزد این طرف و آن طرف.