اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چشم‌پوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان

14832
سال 1438
نسخه عربی

چشم‌پوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان

12
  • امام حسین می‌گوید این دلیل‌های شرعی شما را نه تنها که من بلدم بلکه هزار تا بالاترش را هم بلدم، اما آن مقام کرامت و رأفت و رحمتی که در وجود من تبلور پیدا کرده، هزار تا از این دلیل‌های شرعی را می‌شوید و جارو می‌کند و می‌زند کنار. الان این یک بنده خدایی است، آمده و تشنه و گرسنه است، شمشیر که نکشیده، جنگ که نکرده، هنوز که کاری انجام نداده، من به وضع فعلی این نگاه می‌کنم، مسئله روز عاشورا برای روز عاشورا، آنجا خودم شمشیر دست می‌گیرم وقتی که نوبت من می‌شود (وقتی که همه که رفتند) وقتی که من آنجا هستم می‌روم می‌جنگم تا جایی که قدرت داشته باشم، تکلیف داشته باشم انجام می‌دهم، چون دارد مقابله می‌کند، وقتی هم که آمدند و با تیر و نیزه و شمشیر زدند می‌افتم... الان من باید چه کنم؟ الان وظیفه من این است که... اینجاست که حضرت حافظ می‌فرماید:

  • صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق***نیست فردا گفتن از شرط طریق
  • ابن الوقت یعنی همین یعنی الان ببین چه باید بکنی، نگاه به فردا نکن، نگاه به پس فردا نکن که بعداً چه خواهد شد، الان در یک همچنین وضعیتی و در یک همچنین حالتی اینها همه بندگان خدا هستند این بندگان خدا الان باید سیراب بشوند، من از فردا دیگر نمی‌دانم خبر ندارم، هر چه خواهد شد بشود، این فردا می‌آید فلان می‌کند! این به من چه مربوط است؟ این فردا قدرت می‌گیرد... همین شمشیری که الان اینجایش بسته است در غلاف است فردا روز عاشورا این شمشیر را درمی‌آورد! خب در بیاورد، عاشورا عاشورا است و سر جای خودش، الان الان است و الان که عاشورا نیست. الان فرض کنید که پانزده روز هم تا عاشورا فاصله دارد، دوازده روز فاصله دارد. الان باید ببینم چه کنم. 

  • این راه راهِ سیدالشهداء است و دارد به ما یاد می‌دهد و امام به ما یاد می‌دهد. آن‌وقت همین جناب حر هم در روز عاشورا می‌آید و می‌گوید غلط کردم! حضرت چه می‌گویند؟ ابن الوقت! الان توبه کردی خیلی خب بیا، گذشته تمام شد، گذشته هر چه بوده بوده، الان چه هستید و الان که هستید و الان در چه وضعیتی قرار داری؟ این برای من مهم است. این را می‌گویند مقام عبودیّت، هیچی ندارد، نه به گذشته خودش کار دارد چون خود را نمی‌بیند و نه به آینده خود کار دارد، آینده دست او نیست. الان نگاه می‌کند ببیند خدا از او چه می‌خواهد، امیرألمؤمنین همینطور بود، امام حسن همینطور بود، پیغمبر همینطور بود، چه بر سر پیغمبر آوردند؟ چه قدر این مشرکین پیغمبر را... ، جریاناتی که اصلا در شعب ابی‌طالب چه کردند؟ همه اینها زیر سر ابوسفیان بود، پیغمبر وقتی وارد مکه می‌شود... اگر ما بودیم چه می‌کردیم؟ این ابوسفیان را دو شقه‌اش می‌کردیم، همین دیگر، مشخص هم است دیگر، این آدمی‌که این‌طور است، این که سلمان نمی‌شود، پس بگذار برای اینکه در آینده نیاید و بازی درنیاورد خب از همین الان ترتیبش را بدهیم و مسئله را حل کنیم!