اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چشم‌پوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان

14832
سال 1438
نسخه عربی

چشم‌پوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان

13
  • ولی پیغمبر نه، پیغمبر ابن الوقت است: الان چه باید بکنیم، الان آمده و وارد مکه شده: الاسلام یَجُبُّ ما قبلَه! اسلام ماقبل را نادیده می‌گیرد، کنار می‌گذارد، می‌پوشاند. هر کاری کرده: مرا این‌طور کرده، از مکه بیرون کرده، سه سال در شعب ابی‌طالب، عمویم را از دست دادم، زنم حضرت خدیجه را از دست دادم در همان شعب ابی‌طالب، هزار بدبختی برای ما پیش آورده بود، نمی‌دانم سنگ زدند و... همه اینها را پیغمبر یَجُبُّ! کنار می‌گذارد، همه اینها را، الان آمده‌ای و می‌گویی من مسلمان هستم، این اسلام تو را قبول کردیم، بعد یک امتیاز هم به تو دادیم و خانه تو را مأمَن برای مشرکین قرار دادیم، هر کس به این خانه وارد بشود در امن است. من خیال می‌کنم اگر ما بجای ابوسفیان بودیم باید از خجالت آب می‌شدیم می‌رفتیم در زمین، چقدر این رو می‌خواهد، چقدر این پوستِ کلفت دارد، اگر پوست کرگدن بود این پوست آب می‌شد که این پیغمبر بیاید و با این خصوصیات: حالا که قدرت پیدا کرده، حالا که احاطه پیدا کرده، [از] مقام أهون الناظرین حالا این ناظر شده و سیطره پیدا کرده است و ولایت پیدا کرده، حکومت پیدا کرده، همه کار الان می‌تواند بکند، صاف بردارد و بیاید بگوید آقا جان... 

  • مثل بقیه لشکری‌ها، مغول و غیر مغول، مگر آنها چکار می‌کردند؟ به جای اینکه همه را ردیف کند و همه را گردن بزند، ولی او چکار کرد این شخص را، این اُم الفساد برای این قریه را و اسلام را... و بعد کارهایی که بعد کرد، مسائلی که بعد ایجاد کرد را، جریانات و پسرش معاویه آمد و بعد یزید و بعد کردند آنچه را که دیگر تصورش را هم نمی‌شود کرد. اما پیغمبر می‌آید در یک همچنین شرایطی این عمل را انجام می‌دهد، یعنی می‌خواهد به ما بگوید شما هم باید همین کار را بکنید، اگر دنبال من هستید باید این کار را انجام بدهید و اگر دنبال ابوسفیان هستید این ابوسفیان مسلمان هست، آن اسلام را باید بروید و تبعیت کنید، آن اسلامی‌که از داخلش معاویه درمی‌آید! آن اسلامی‌که از داخلش یزید درمی‌آید! توجه کردید؟ آن اسلامی‌که از داخلش هشام ابن عبدالملک درمی‌آید! آن اسلامی‌که از داخلش هارون درمی‌آید! آن اسلامی‌که از داخلش مأمون درمی‌آید! آن هم یک اسلام است. آن ها هم نماز می‌خوانند، آنها هم منبر می‌روند، آن ها هم روزه می‌گیرند. اما اسلامی‌که من دارم ارائه می‌دهم این اسلامی‌ است که خانه ابوسفیان را هم مأمنی می‌کنم برای افراد گذشته، همه را می‌بخشم. می‌گویم گذشته هر چه بوده، بوده از امروز باید تصمیم بگیری که می‌خواهی چه کنی، توجه می‌کنید؟ اینها پیغمبر را خوب می‌شناختند، خوب پیغمبر را می‌شناختند و خوب می‌دانستند که حریفشان کیست و طرفشان کیست. اگر اینها پیغمبر را نمی‌شناختند اینقدر جسارت نمی‌کردند، دیدند پیغمبر کیست، گفتند حالا جسارت کنیم، جرأت کنیم هر خلافی که بکنیم طرفمان پیغمبر است.