چشمپوشی خداوند و اولیائش از خطاهای انسان
14میآمدند خدمت پیغمبر همینها هزار تا خلاف کردند، پیش پیغمبر که میآمدند حضرت سرشان را از حیاء میانداختند پایین که در صورتش نگاه نکند، سرشان را میانداختند پایین و بعد هم دیگر مشمول عفو میشدند. در تاریخ زیاد است نظایر این موارد. یکدفعه در نوشتههای مرحوم آقا میخواندم که ایشان از قول علامه طباطبایی نقل میکردند که یک وقت این وحشی را حضرت مهدورالدم کرده بودند. یعنی هر کسی که او را میدید مجاز بود که او را از بین ببرد. حالا عجیب است، اینکه میگویم اینها میشناختند همهشان میشناختند، همه پیغمبر را میشناختند، امیرألمؤمنین را میشناختند، اصحابی که با اینها در ارتباط بودند اینها را میشناختند، بالاخره ظروف مرتبطه مؤثر هستند در یکدیگر. خلاصه این بیچاره شد، مخفیانه میرود نزد امیرألمؤمنین، حالا عجیب اینجاست که امیرألمومنین باید فوراً او را بکشد دیگر! مگر پیغمبر مهدورالدم نکردند؟ ولی امیرألمؤمنین این کار را انجام نمیدهد! چون پیغمبر دستور ندادند که واجب است هر که تا او را میبیند... بلکه میگویند میتواند آن را از بین ببرد، بعد امیرألمؤمنین خودش مثل پیغمبر است دیگر، نفس پیغمبر است. میآید نزد امیرالمؤمنین: یا علی چکار کنم؟ پیغمبر این دستور را داده است، من هم فقط توانستم تو را پیدا کنم!
خب این ناقلاها از اوضاع خبر داشتند که کجا بروند، حالا اگر میآمدند پیش عمر! فوراً چاقو برمیداشت میزد بر مغزش که سرش شش تکه شود، اما میآید سراغ امیرالمؤمنین و میگوید این هم مثل او [پیامبر] است، آن کسی که آن دستور را داده روی حساب داده است، این هم مثل او است و میداند که چه خبر است، اوضاع چه خبر است، بعد میگوید یا علی دستم به دامنت! حضرت میگویند خب حالا که آمدی اینجا من یک راه به تو نشان میدهم تو برو خودت را قایم کن آنجایی که پیغمبر میآید و رد میشوند این آیه را برای پیغمبر بخوان قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ آثَرَكَ اَللّٰهُ عَلَيْنٰا وَ إِنْ كُنّٰا لَخٰاطِئِينَ ﴿یوسف، ٩١﴾ که مضمون آیه این است که خدا تو را امروز بر ما غلبه داده و برتری داده و ما تحت تسلط و در تحت کنف اختیار تو قرار گرفتیم.

