اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت گناه و توضیح مسئلۀ «سالک گناه نمی‌کند»

14149
سال 1438
نسخه عربی

حقیقت گناه و توضیح مسئلۀ «سالک گناه نمی‌کند»

12
  • تو که در آن موقع این حالات دارد پیدا می‌شود، همان مرحله اول بیا قطعش کن، بگو خب این از این است از من نیست، آن حالت خبط، آن حالت خطا، آن حالت گناه، آن حالت عبودیت و اینهایی که امام دارد به ما یاد می‌دهد، امام دارد به ما می‌گوید این هستی، مبادا آن حالات بیاید این را تحت الشعاع قرار بدهد، آن حالاتی که دارد برایت پیدا می‌شود آن حالت را بگذار به حساب همان اصل خودش و به همان حساب بریز بعد می‌شوی صفر، حالا که صفر شدی سلام علیکم، حالت خوب است؟ بیا بنشین، بخند، شوخی کن هر کاری دیگر می‌خواهی بکنی بکن، آن موقع تازه می‌شوی نزدیک، آن نزدیکی را آن هم قبول دارد، آن هم می‌پذیرد، حالا نزدیک هستی، وگرنه نه.

  • مرحوم آقا راجع به یک بنده خدایی که خلاصه سخت مبتلا به این مسائل بود من یادم است ایشان در منزل یکی از رفقای تهران آن شب صحبت که می‌کردند می‌فرمودند مگر این احوال و حالات را از خانه خاله‌ات آوردی که الان داری به او و به دیگران فخر می‌فروشی؟ از کجا آوردی؟ از همین‌جا به دست آوردی - اشاره کردند با دست‌شان - از همین‌جا مگر به دست نیاوردی؟ پس چرا داری با این به دیگران فخر می‌فروشی؟ خب باید متنبه بشود دیگر، وقتی متنبه نمی‌شود کم کم کم هی فاصله می‌گیرد فاصله می‌گیرد، معلوم نیست دیگر در کجا هست و به چه روز و روزگاری انسان می‌افتد. سر از اجنه درمی‌آورد، سر از شیاطین در می‌آورد، سر از کجا درمی‌آورد، آقا آن موقع تلنگر را به تو زدند که به اینجا نرسی، منتهی باید چه کار کرد؟ آدم از خدا باید بخواهد، از خدا باید بخواهد خدا توکلش را بدهد، خدا توجهش را بدهد، خدا توسلش را بدهد، خدا این درک را بدهد، خدا عمل به این درک را بدهد، به این درک و به این فهم انسان توجه داشته باشد.