حقیقت گناه و توضیح مسئلۀ «سالک گناه نمیکند»
9اما آقای حداد میفرمایند که سالک گناه نمیکند این مسئله چیست؟ میگفتند اینها لغزشهایی است که از انسان سر میزند، خب قضیه مشخص است، در آن موقعی که انسان این کار را انجام میدهد این چیزها را انجام میدهد آیا میتواند اسم خودش را سالک بگذارد؟ یک وقتی یک چیزی هست یک کدورتی برای انسان حاصل میشود برای انسان پیدا میشود، و خب این به خاطر غفلت است، جهل است، غفلت و جهل و اینها برای انسان خب پیدا میشود همانطوری که عرض شد.
خب این با یک توبه و توجهی و تذکری اینها میآید و از بین میرود، و ردّ میشود، یک وقتی نه انسان میآید و در قبال این گناهان میآید و میایستد، یعنی کاری انجام میدهد که این کارش دیگر با خطا و لغزش و اینها سنجیده نمیشود، فرض کنید که مال بچه یتیم را خوردن، ظلم به کسی کردن، مال کسی را بردن، توجه میکنید؟ خیانت در حق کسی دیگری کردن، اینها خطا نیست، اینها را اسمش را ما خطا نمیگذاریم، اینها چیست؟ یا فرض بکنید که نسبت به یک مطلب حقی پا روی آن گذاشتن، اینها چیزهایی است که انسان از این دایره باید بیرون بگذارد، اینها را در این دایره نمیشود قرار بدهد. اینها گناه است و اینها کدورت دارد و کدورت میآورد و مشکل است و انسان خلاصه باید برود و درصدد چارهای بربیاید نسبت به این گونه مسائل.
اما نسبت به چیزهای دیگر، مسائل دیگر، اشتباهات دیگر، حالا خطاهای دیگری که انسان انجام میدهد و اینها که آن جنبه حق اللَهی دارد، این حرف یعنی چه؟ این حرف یعنی وقتی که سالک دارد حرکت میکند و این عمل را هم از روی غفلت دارد انجام میدهد نه از روی اینکه در مقابل خدا بایستد، این حرکت سالک و این عملی که انجام میدهد و راه میرود او را میآید میپوشاند و میبرد و میشوید و جارو میکند و نمیگذارد که در دل بماند و باعث کدورت بشود، باعث قبض بشود و باعث توقف او نسبت به این مسائل بشود.

