اهمیت عیب پوشی در سیروسلوک
8معنای دقیق خیر الساترین بودن خداوند
حضرت میفرماید: به خاطر اینکه تو خیر الساترین هستی، من از تعجیل عقوبت ترسی ندارم، یعنی میدانم تو عقوبتت را متوّجه من نمیکنی، چون تو ساتر هستی. خب خدا ساتر هست، آیا این جنبه ساتر بودن مانع میشود از اینکه عقوبت برداشته شود؟
خدا ساتر است، ساتر یعنی همین قدر اینکه میآید و میپوشاند. کاری را که خدا میکند این است که نمیگذارد دیگران نسبت به اعمال ما اطّلاع پیدا کنند ولی عقوبت که سرجای خودش هست، عقوبت چرا باید از بین برود؟
معنای سَتر یعنی همین. معنای ستر این است که خدا نمیگذارد آن گناهی که از من سرزده است، آن خطایی که از من سرزده است را دیگران مطّلع بشوند. شب همه خواب ببینند، آقای طهرانی ـ فرض کنید ـ که فلان گناه را دیشب انجام داده است. این چیست؟ اگر افراد مطّلع بشوند این دیگر ستاریّت به هوا میرود. حالا یا در خواب ببینند یا در بیداری ببینند یا مکاشفهای بکنند، که آقای طهرانی فلان دروغ را گفته است، فلان قسم دروغ را خورده است. خدا نمیآید این کار را بکند. حالا خودمان آمدیم آبروی خودمان را بردهایم این یک مطلب دیگری است. خدا میگوید: «من نمیآیم إفشا کنم، من نمیآیم باز کنم، من نمیآیم این مطلب را [آشکار کنم.]»
اگر آمدی به فرد دیگری یک دروغ گفتی، من نمیآیم این را برای مردم فاش کنم. ممکن است او برود و به بقیّه بگوید که «آقا، به من دروغ گفت، این به من تهمت زد، این فلان عمل خلاف را انجام داد»، آن ارتباطی به من ندارد، خدا میگوید من نکردهام او کرده است. من نمیآیم این کار را بکنم.
کیفیت برخورد اولیای الهی با اشتباهات دیگران
این مقام چه مقامی است؟ مقام ستاریّت است. یعنی خدا عیب بنده را میپوشاند و نمیگذارد سایر بندگانش نسبت به این مسئله مطّلع بشوند. اولیای الهی هم که نسبت به قضیّه مطّلع میشوند، چون آنها از مرتبه نفس گذشتهاند نظرشان نسبت به شخص و نسبت به فرد با نظر ما فرق میکند.

