ملاک ارزش عمل (1)
20قال عطیّة العوفی:
«کیف و لم نَهبِط وادیًا و لم نَعلُ جبلًا و لم نَضرِب بسیفٍ، و القومُ قد فُرِّقَ بین رُءوسِهِم و أبدانِهم و أوتِمَت أولادُهم و أُرمِلَت أزواجُهم؟!
”ای جابر، چه میگویی؟! حرف بزرگی میزنی! چه حرفی گفتی؟! چگونه ما با آنها هستیم و در عمل آنها شریک هستیم درحالیکه از کوهی بالا نرفتیم و از وادیای پایین نرفتیم و شمشیری به دست نگرفتیم و به کفّار نزدیم؛ امّا این گروه بین بدن و سرشان جدایی افتاده است و اولاد آنها یتیم و زنان آنها بیوه شدهاند؟!“»
جابر گفت:
«یا عطیّة، إنّی سَمِعتُ حبیبی رسولَ اللَه یقول: ”مَن أحَبَّ قومًا حُشِر معهم؛ و مَن أحبَّ عَمَلَ قومٍ أُشرِک فی عمَلِهِم!“ والّذی بعَث محمّدًا بالحقَّ نبیًّا، إنَّ نیّتی و نیّةَ أصحابی علیٰ ما مضیٰ علیه الحسینُ علیه السّلام و أصحابُه!»
”ای عطیّه، آرام باش و گوش بده تا من برای تو بیان کنم! من شنیدم از حبیب خود، رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که میفرمود: «هرکه قومی را دوست داشته باشد، با آن قوم محشور میشود و با آن قوم معیّت دارد و با حقیقت و اصل آن قوم اتّحاد پیدا میکند؛ و هر کس عمل قومی را دوست داشته باشد، در عمل ایشان شریک میشود!» قسم به خداوندی که محمّد را بهراستی برگزید، خدا میداند که نیّت من و اصحاب من بر همان چیزی است که بر امام حسین و یارانش گذشته است!“»
آنوقت جابر گفت: «من را بهسوی خانههای کوفه ببرید!»
عطیّه میگوید:
مقداری که در راه با یکدیگر حرکت میکردیم، در بین راه مرا موعظه میکرد و میگفت:
«ای عطیّه، آیا تو را وصیّت کنم؟ گمان ندارم که دیگر بعد از این سفر من به تو برخورد کنم؛ لذا این وصیّت را از من گوش کن:
دوست بدار دوست آلمحمّد را مادامی که ایشان را دوست دارد؛ و دشمن بدار دشمنان آلمحمّد را تا هنگامی که با آنها دشمنی دارند، گرچه تمام روزها روزه باشند و تمام شبها به عبادت برخیزند! با دوست آلمحمّد مدارا کن اگرچه در بسیاری از گناهانی که انجام میدهد، پایی از او بلغزد درحالتیکه پای دیگر او در ولایت ثابت است! بدان که دوست ایشان به بهشت میرود و عاقبتِ دشمن ایشان به دوزخ و جهنّم خواهد بود!»1
- بشارة المصطفیٰ، ص ٧٤.

