مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ.
اگر ترس از تعجیل در عقوبت داشتم از گناه اجتناب میکردم و این ترس نداشتن من، نه! به این جهت است که تو ناظر بر رفتار من نیستی و اطلاعی بر کردار من نداری، بل به این جهت است که ای پروردگار من تو بهترین ساتر هستی و در مقام حکومت، متقنترین حکومت و حسابرسی را نسبت به رفتار من انجام میدهی و در مقام کرامت، بالاترین مرتبه از کرامت را نسبت به من داری. این سه مسئله باعث شده است که من نسبت به گناه متجری باشم و در انجام گناه خیلی مراقبه نداشته باشم.
در جلسات گذشته عرض شد که مشی و مرام بزرگان نسبت به خطا و لغزشهایی که از انسان سر میزند، این است که انسان باید مراقبه داشته باشد و مواظب باشد که مخالف با رضای پروردگار از او سرنزند. البته ما معصوم نیستیم و اشتباه میکنیم و گاهی هم گناه از ما سرمیزند بدون رودربایستی و خود را هم مبرّای از گناه و خطا نمیدانیم، ولی در عین حال بزرگان دستور بر مراقبه دادهاند و تا جایی که برای انسان ممکن است باید مراقبه را انجام بدهد و اگر سستی کند بازمیماند و متوقف میشود، آن سیر و حرکتی که باید بکند، آن سیر و حرکتش کند میشود، بطیء میشود و موجب میشود که در بعضی از اوقات کمکم این حالت، حالت عادی بشود و برای او آن قبح و شرم و حیایی که در هنگام عمل خلاف از انسان سر میزند آن شرم و حیاء دیگر کم شود و از بین برود و این خوب نیست، این حال حال خوبی نیست.

