مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
7یک وقت مرحوم آقا به یک شخصی دستوراتی داده بودند خب چیز کرد اینها و آن به این قضیه مبتلا شد، اتفاقا از نزدیکانشان هم بود تا اینکه ایشان یک دستور لاالهإلااللَه به یک شکل خاصی دادند - خب لاإله إلا اللَه اقسامی دارد - و به این شکل خاص بود و آمده بود به ایشان گفته بود فلانی حالا این لااله إلا اللَه با این کیفیت این شرعا اشکال ندارد؟ بابا! این آقا مجتهد اعلم نجف است حالا تو داری میآیی میگویی که آقا این لااله الااللَه شرعاً اشکال ندارد؟ و آدم وسواسی هم بود نمیدانم اشکال ندارد؟ ایشان گفتند بله که اشکال دارد و اصلا حرام است و اصلا نباید... و ایشان باید دفاع کند که این حرفها چیست؟ و حالا خجالت بکش و این همه مدت پیش ما بودی تو صدایت در نیامد حالا نمیدانم... تا شک در او پیدا شد گفتند ببند تمام شد، همین که شک پیدا شد بسته شد، فاتحه مع صلوات!
این که شک پیدا شد یک شبه که پیدا نمیشود و زمینه دارد و زمینهاش همان کارهایی است که قبلا کرده است، همان برنامهها، همانها که در طول یک ماه، دوماه، یک سال کمکم کمکم در دلش آمده آمده آمده آن زمینه شده برای اینکه در یک همچنین جایی نفس نتواند رد شود و صاف گیر کرده است و گیر که میکند، خداحافظ شما!
خطر این است و شما خیال نکنید که خب حالا فرض کنید که... نه! خیلیها شاید همین الان "خداحافظ شما!"هستند. سلام علیکم هست ولی در واقع همان "خداحافظ شما"است در واقع همان شک و تردید و در واقع همان قضیه و همان هست. به ظاهر هم میآیند و به ظاهر هم دفاع میکنند و به ظاهر هم از مکتب دفاع میکنند و سمینار میدهند و کنفرانس میدهند، نمیدانم کتاب و منبر و از این حرفها ولی همه "خداحافظ شما" هستند توجه میکنید؟!

