مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
11بعضی از دوستان خودشان برای من نقل میکردند در زمان مرحوم آقا، وقتی که ایشان دستور توبه میدادند به آنها، وقتی که انجام میدادند یکمرتبه به خودشان نگاه که میکردند میدیدند که اصلا گناهی نکردهاند، عجب! تا یک ساعت پیش من این کار را کرده بودم آن کار را کردم و... چطور شد قضیه؟ یکدفعه در یک ساعت چه مسئلهای اتفاق افتاد؟ چه تحوّلی شد؟ قضیه چه شد؟
دیگر رفقا باید بدانند که چه شد، گفتیم گناه عبارت است از آن اثری که بواسطه آن عمل و آن کدورتی که در دل پیدا میشود و همراه با نفس و با قلب آن کدورت و آن ظلمت وجود دارد و این گناه میشود.
هر مقداری که این کدورت وجود دارد به همان مقدار خود آن گناه در آن رتبه بندی جایگاه خاص خودش را پیدا میکند و بواسطه تکرار گناه تکرار این کدورت برای انسان هست، وقتی که انسان توبه میکند، این توبه یعنی چه؟ یعنی خدایا من دیگر برگشتم، من دیگر برگشتم، من دیگر تصمیم گرفتم، این حالی که در او پیدا میشود و عظمی که در او پیدا میشود، ارادهای که در او پیدا میشود نسبت به عدم انجام این، این میآید او را برمی گرداند، قلبش را برمیگرداند و ذهنش و نفسش را تغییر میدهد، وقتی تغییر داد آن کدورت کجا رفت؟ رفت! نیست! وقتی به خود نگاه میکنیم دیگر آن کدورت را نمیبینیم الان طور دیگری نماز میخوانیم، الان دیگر طور دیگری قرآن میخوانیم، الان یکطور دیگری به امام حسین علیه السلام توسل میکند، الان یکطور دیگر به حرم امام رضا علیه السلام می رود حالش یکطور دیگر است، حال و هوایش فرق میکند، پس آن کدورت گناهی که انجام داده بود آن کدورت چه شد؟ آن رفت از بین رفت، نه اینکه با آن کدورت میرود زیارت میکند - البته نه همه افراد ها! افرادی که عرض کردم به این کیفیت [توبه کنند] - با آن کدورت به حرم امام رضا علیه السلام نمیرود، کدورت بیرون رفته است، حالا خودش تنها دارد میرود. با قلب پشیمان با قلب نادم و با قلبی که اظهار خشوع میکند و اظهار ذلت و مسکنت میکند و از امام رضا علیه السلام طلب مغفرت میکند که حضرت بیاید و نزد خدا شفاعت کند که گناه او را ببخشد. این حالی که میرود این حال حالی است که کدورت ندارد وقتی کدورت نداشت پس دیگر گناهی نکرده است، لذا ما داریم در زیارات ائمه علیهم السلام در انجام اعمال عبادی در توسل به ائمه و در انجام بعضی از کارها که وقتی این را انجام بدهی مانند این است که از مادر خود متولد شدهاید.

