مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
14حضرت داشتند طواف میکردند و افراد دیگر هم طواف میکردند و بعد ایشان میفرمودند که یک بنده سیاهی بود و این هم داشت طواف میکرد یکمرتبه یک زنی دستش از زیر احرام بیرون آمد و این برای او جاذب بود و جلب توجه کرد و دست زد به بازوی آن زن، این دست همینطور ماند، همینطور ماند! خب این منظره خیلی قبیحی بود. اینها آمدند و جمع شدند و این دو نفر را بردند کنار و گفتند چه کار کنیم؟ بعد گفتند خب این زن که گناهی نکرده است و این بنده گناه کرده است و او آمده خلاف و تخطی کرده است و تعرض کرده است و دستش را گذاشته است و باید این دستش را قطع کرد! هیچی بیچاره آمد گفت حالا ما یک غلطی کردیم حالا دست ما را دارند قطع می کنند، حضرت مشغول طواف بودند آمدند به حضرت گفتند که آقا یک همچنین مسئلهای اتفاق افتاده است و مفتی هم آنجا نشسته است و چاقو بدست هم که در این مواقع خیلی زیاد هستند و آنها هم آنجا ایستادهاند و میخواهند دست این را قطع کنند که خلاصه حضرت آمدند و یک دعایی کردند و یک دست زدند به دست آن جوان و یکدفعه دستش جدا شد و حضرت فرمودند برو، آنها گفتند (نکته اینجا است) که نه برای چه برود؟ او خلاف کرده است و باید حدش زد، حضرت فرمودند نه دیگر رحمت خدا آمد و مسئله را منتفی کرد برو و دیگر چشمت را مواظب باش. بعد آقا این را فرمودند وقتی امام می آید دست میزند محو میکند دیگر اصل را از بین میبرد، اصل عمل، اصل گناه و اصل کدورت، وقتی که رفت خب دیگر عقابی هم نیست دیگر شلاقی هم نیست، دیگرحدی هم نیست چون آمد اصل قضیه و اصلا صورت مسئله را پاک کرد و کدورت را از نفس برمیدارد، این مقام، مقام خیرالساترین است البته خب مطالب دیگری هم هست باز هم از این یک پله بالاتر هم داریم، حالا آن که من خیال میکنم و تصور میکنم إن شاءاللَه اگر خدا توفیق داد برای فرصت دیگر.

