
مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
شرح فقره وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِيلَ الْعُقُوبَةِ لَاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّكَ أَهْوَنُ النَّاظِرِينَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِينَ بَلْ لِأَنَّكَ يَا رَبِّ خَيْرُ السَّاتِرِينَ وَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ وَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ
مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
3بله! انسان وقتی که خطایی از او سر میزند باید توبه کند، محاسبه را برای همین فرمودهاند که در شب انسان قبل از خواب محاسبه کند و نسبت به خطاهایی که از او سر زده است استغفار کند و استغفار نه اینکه صرفاً یک استغفار بگوید: استغفراللَه، بلکه بنا بگذارد که فردای جدید یک همچنین خطاهایی از او سرنزند و خود را کنترل کند و کفّ نفس کند و نگه دارد، اما نه اینکه به عنوان اینکه خب محاسبه هم یک دستور روتینی است که هر شب باید انجام بدهیم! خب نگاه کنیم چه کارهایی انجام دادهایم: استغفراللَه استغفراللَه استغفراللَه خب دیگر خدایا از ما دیگر طلبکار که نیستی! استغفارت را هم کردیم!
دوباره فردا روز از نو و روزی از نو، نه! اینطوری که فایدهای ندارد معنای استغفار این است که انسان بنا را بگذارد بر اینکه دیگر این عمل خلاف از او سر نزند و آنچه که مورد رضای او نیست پیدا نشود، این را استغفار میگویند البته خب استغفار یک معانی خیلی بالایی دارد و مختلف است و حالا دیگر فرصتش نیست.
این روش، روشی است که بزرگان نسبت به این قضیه تأکید داشتهاند، ولی این گناه مربوط به کارها و گناهان و لغزشهای عادی میشود که انسان در مقام غلبه امیال و عدم توجه یک حرفی میزند، یک کاری میکند، یک خلافی را انجام میدهد و بعد هم که پشیمان میشود که خدایا چه کاری کردم و توبه میکند و استغفار میکند و تدارک میکند یعنی اگر حقالناسی بوده، یک مطلبی راجع به کسی گفته است میرود تدارک میکند و پوزش میخواهد.
در اینطور موارد دأب و دِیدَن بزرگان بر این بوده است که انسان بر روی گناه نایستد و وقتی توبه میکند دیگر فراموش کند، فراموش کند و بنا را بر رحمت خدا بگذارد و بر مغفرت خدا آن را دربیاورد و در نفس خود تقویّت کند که با نشاط حرکت کند، کسی که دائماً درحال پشیمانی است و دائماً در حال ندامت است، آن جنبه بر او غلبه میکند این نسبت به سیر و حرکت، حرکتش آنطور که باید و شاید نیست.
