مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
5با اولیاء خدا نمیتوان شوخی کرد آدم بیاید با آنها و با مطالب آنها و با عبارات آنها بخواهد بازی کند و براساس امیال خودش گزینشی از آنها استفاده کند. اگر یک ولیّ خدا یک حرف در یک جا زده، صد جا خلافش در جای دیگر گفته است و آن وقت آدم بیاید و یک حرفش را که مطابق با میلش و مسائل و جوّ و اوضاع و فضا است انتخاب کند و بقیه را کنار بگذارد، این میشود از همان چیزهای خطرناک. با دم شیر بازی کردن یعنی این، در حالی که انسان میداند با قسم حضرت عباس که رأی او چیست و نظر او چیست و فهم او چیست این را ایستادن میگویند، آدم بیاید در قبال ولیّ خدا بایستد و او را به دنبال خودش بکشاند، به این سمت بکشاند، فردا به آن سمت بکشاند، یک روز اقتضا میکند یک حرفهایی که مطابق با [مصلحت] است میآورد و فردا خلاف آن، خلاصه بازی کردن أ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ اَلْكِتٰابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ﴿البقرة، ٨٥﴾ اینها چیزهایی است که خطرناک است و این میآید و کیپ و محکم میکند قلب را و میبندد و دریچهاش را میبندد و انسان را میبرد در عالم خفقان و در عالم دام ابالسه و احاطه و سیطره شیطان، قلب و فکر و امیال او را در تسخیر قرار میدهد، میلش میشود میل شیطان، فکرش میشود فکر شیطان، راه و روشش میشود راه و روش شیطان. نماز میخواند و عمر هم میخواند و ابوسفیان هم نماز میخواندند، امیرالمومنین در جنگ صفین نماز میخواندند و این اقتداء می کرد و معاویه در آن طرف نماز میخواند و اصحاب معاویه هم آن طرف اقتداء میکردند هر دو امام جماعت میشدند و هر دو هم مأموم داشتند هر دو هم حمد و قل هواللَه و سوره و اینها را هم میخواندند دیگر، توجه میفرمایید؟
خطر اینجا است که ظاهر، ظاهری نیست که انسان بتواند تشخیص بدهد. باید بیاید و بنشیند فکر کند به رفتار و کردار اینها. اگر ظاهر، یک ظاهری بود که زود قابل تشخیص بود که دیگر نیاز به این لشکر کشیها نداشت و نیاز به اینگونه مسائل نداشت.

