مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
8چرا؟ چون در وجودش اصل شک نسبت به این محقق شده است، فقط مرحوم آقا نیستند [حضور ندارند] همین، فقط در اینجا شانس این است که ایشان نیستند و همین خب موجب خیلی از چیزها است. و خدا هم که برنامهاش: اینکه یک روش و یک سیره داشته باشد و همینطور ادامه بدهد و بالاخره در این وسط یکی آنطور و یکی اینطور، افراد مختلف و این به آن نگاه بکند و آن به این نگاه بکند میبیند بله آقا خیلی معزز و معظم و محترم و این آیتاللَه و آن حجتالاسلام و آن ملاذ الانام و کهف الفقرا.
این مسئله، مسئلهای است که در زمان حیات بزرگان ما خیلی از آنها میشنیدیم که مواظب این خطر باشید، یعنی خطری که میآید و یواش یواش میآید این قلب را میگیرد و یکی یکی میخورد میخورد میخورد میخورد بعد دیگر هیچ چیز از این قلب باقی نمیماند فقط یک پوسته است، تمام روزنهها را میبندد، همه روزنهها را میبندد.
یک روز مرحوم آقا (راجع به بعضی از مسائل و مطالبی که در زمان ایشان مطرح میشد، در حول و حوش اینگونه مسائل طبعاً ما مَطرح انظار و هدف برای اینگونه مسائل بودیم) من را صدا کردند و گفتند که فلانی خیلی وقتت را صرف این مسائل نکن! اگر بخواهی دنبال این باشی که امروز این چه گفت، بخواهی جواب بدهی، امروز آن چه گفت جواب بدهی، عمرت از بین رفته است و این مسئله حد یقفی ندارد. کار خودت را بکن و هرکه هرچه بخواهد بگوید میگوید و بعد ایشان فرمودند بعضیها اصلا وجودشان اشکال تراشی است! یعنی اصلا نمیتواند در این شاکله، دنبال چیز راست برود. اصلا همهاش انگار چرخهایش اینطور میرود، هیچ وقت این چرخ ها راست نمیشود، چرخها یکی اینطرف میرود و یکی آنطرف، ماشین چه بر سرش میآید، این اصلا وجودش وجود اشکال تراشیدن است، وجودش وجود عیبیابی است، وجودش وجود آن است، حالا کشک است ها [اشکالی که میگیرد] نه اینکه حالا عیبی است، نه! عیب میتراشد، اگر بسم اللَه هم بنویسید میگوید نه این منظورت از بسم یک چیز دیگر است و منظورت از اللَه یک چیز دیگر است و الرحمن را نمیدانم...، یعنی وجود این است.

