مراتب ستاریت خداوند متعال و مقام «خیر الساترین»
9آدم که نباید وقتش را برای اینها بگذارد، باید کار خودش را بکند و برود، یک جوابی میدهد و یک پاسخی میدهد و بعد ول میکند و خداحافظ شما! هرکه گرفت گرفت و هر که هم نگرفت خب نگرفت، اصراری نیست و ابرامی برای این نیست، مهم این است که مسئله برای خود انسان روشن باشد این مهم است، مطلب برای خود انسان روشن باشد و قضیه برای خود انسان روشن باشد وقتی که انسان به این رسید، قُلِ اللَّهُ ۖ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿الأنعام، ٩١﴾ بگو خدا و بقیه را ول کن، بگذار بروند غوطه بخورند در منجلاب و کثافات و در آن فضای تعفن، بروند در آنجا مثل کرمها غوطه بخورند! چه کار داری؟ راه خودت را در پیش بگیر و خودت را معطل نکن، امروز یک حرف برایت درست میکنند و اصلا بعضیها اینطوری هستند میخواهند آدم را بپیچانند و بازی کنند، و امروز یک حرف درست میکنند خب یک هفته مشغول، حرف که تمام شد دوباره یک حرف از جای دیگری درست میکنند دوباره دو هفته هم در آنجا مشغول و آن تمام شد دوباره یک حرف از یک جای دیگر سردرمیآورد و همه وقت آدم گذشت! پس کی وقت برای فکر میماند؟ کی وقت برای ذکر میماند؟ کی وقت برای به خود رسیدن میماند؟ اینها که همهاش صرف این و آن و این حرفها شد.
این مسئله مسئلهای است که خلاصه باید به این قضیه فکر کرد و إلا نه! اگر گناه گناهی باشد که گناهان عادی و خطا و زلت و اینها باشد، اینها همانهایی است که میگویند انسان باید استغفار کند و بگذرد و به رحمتیت خدا و به غفرانیت خدا و به ستاریت خدا باید امیدوار باشد، این مهم است.
حالا این مقام ستاریت چه مقامی است؟ عرض شد که خدای متعال در مقام ستاریت در مرتبه اُولی این است که نمیگذارد دیگران از این خطای انسان مطلع باشند، این صفت خدا است و نمیگذارد بقیه مطلع بشوند و فقط خود انسان نسبت به این مسئله اطلاع دارد و خدای خودش، فقط او خبر دارد و آن اولیایی که خب طبعاً از این مرتبه نفس گذشتهاند و با یک دید دیگری اصلا به انسان نگاه میکنند و آنها اصلا مسئلهشان فرق میکند و به قول خواجه شیراز:

