اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفسیر فقرۀ «یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح»

0
سال 1438

شرح فقره وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِيلَ الْعُقُوبَةِ لَاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّكَ أَهْوَنُ النَّاظِرِينَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِينَ بَلْ لِأَنَّكَ يَا رَبِّ خَيْرُ السَّاتِرِينَ وَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ وَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ

تفسیر فقرۀ «یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح»

3
  • یک روز مرحوم آقا وقتی‌که می‌خواستند کتاب اللَه شناسی را شروع کنند من گفتم: آقاجان شما مقصودتان از نوشتن اللَه شناسی چیست؟ شما چه هدفی دارید؟ راجع به معاد شناسی مشخص است، راجع به امام شناسی هم که خودتان گفتید که: ما دیدیم امام برای مردم ناشناخته است، حقیقت امام ناشناخته است. ما دوازده امام داریم، چهارده معصوم داریم، مردم باید بفهمند این چهارده معصوم چه کسی هستند و چه هستند، ارتباط با آنها باید چطور باشد و این ائمه در زندگی و در روش و مسیر چه جایگاهی باید داشته باشند. گفتند: ما دیدیم این مردم اصلا خبر ندارند از هیچی. آمدیم و شروع کردیم برای نوشتن امام شناسی که ائمه را معرفی کنیم.

  • بعد فرمودند: راجع به خدا که مبداء برای وجود است و حقیقت ربطیه است و آن باید برای مردم [روشن شود] ما آمدیم بین خدا و بین مردم آشتی برقرار کنیم، آخر این مردم با خدا قهر کرده‌اند و فاصله گرفته‌اند. فقط همین، موقع ظهر که می‌شود یک اللَه‌ اکبر آن هم از سر زور! یک ماه رمضان که می‌شود [می‌گویند:] ای بابا کی این یک ماه تمام می‌شود و دوباره روال عادی زندگی‌مان را در پیش می‌گیریم! یک حج هم که می‌خواهند بروند هزار تا غر می‌زنند که: اینجا هم جا بود ما را برداشتید آورده‌اید؟! کجا پس شما را کجا ببرند؟ ببرند جای دیگر!

  • یک وقت ما مدینه بودیم یک بنده خدایی از آشنایان بود، چند روزی گذشته بود آمد به اتاق ما، بعد سؤال کردیم حال شما چطور است؟ گفت: الحمدلله بالاخره یک ماه هم تمام می‌شود برمی‌گردیم سر زندگی‌مان، الحمدلله بالاخره صبر می‌کنیم یک چند روزی این یک ماه تمام شود و برمی‌گردیم سر زندگی‌مان! ـ شما هم بودید ـ این چه مکه‌ای است که انسان هی می‌خواهد تمام شود و تکلیف از او ساقط شود برگردد سر زندگی‌اش؟!

  • چه خدایی در نظر ماست؟ چه علائقی و علقه‌هایی و سلائقی ما را گرفته که راجع به آن ذاتی که باید با او از همه کس رفیق‌تر و قرین‌تر و اقرب و در مصاحبت شدیدتر باشیم ـ که بزرگان هم اصلا همین‌طور هستند و همه به این کیفیت ـ آن وقت ما این همه فاصله بگیریم و از دور یک سلامی می‌کنیم و یک دستی برایش تکان می‌دهیم، آن هم از ترس اینکه روز قیامت حج انجام نداده‌ایم و خلاصه حالا بیا حساب و کتاب پس بدهد، حالا یک ماه را ما تحمل می‌کنیم بالاخره این شدت را تحمل می‌کنیم و تمام می‌شود!