تبیین مقام ستاریت خداوند متعال
10این یک مطلبی است که ما باید به این مسئله فکر کنیم؛ یعنی یک مسئلۀ واقعا اساسی است. یعنی در سیر و در سلوک انسان این مسئله خیلی مسئله اساسی است. بدون حل شدن این مسئله انسان قدمی برنمیدارد، مثل خر عصاری که گفتم دور خودش دور میزند. اما اگر انسان آمد این مطلب را در نفس خودش تصحیح و درست کرد، سریع حرکتش و سیرش سریع انجام میشود. چرا؟ چون خیلی نزدیک شده و خیلی خودش را گذرانده از مسائل، از مهالک، از کریوهها، از عقبهها همینطور و خودش را رد کرده است. خودش را در جریانی قرار داده که آن ظهور، ظهور اسماء حسنای الهی است، نه اینکه خودش را در جریانی قرار داده که آن بروز صفات شیطانی است. با صفات شیطانی که شما نمیتوانی اینطرف بروید. نمیتوانی تا وقتیکه در مظهریت صفت شیطان قرار گرفتی آنوقت بیایی راه خدا را بروی اینکه در مقابل است، در دو طرف مقابل است. انسان میبیند این افراد میمانند، میماندند و ماندند.
این مسئله و این مطلب خَیرُ السَّاتِرِین مسئلهای است که امام در اینجا به عنوان یک کلید برای حل مشکلات و راهکاری برای حرکت و سیر انسان قرار داده که اصلا بهطورکلی انسان در نفس یک همچنین حالی داشته باشد. اگر یک مطلبی از یک شخصی میبیند که به نظرش احتمال خلاف و اینها دارد ـ و خوب هم میفهمد ها! و خوب هم تشخیص میدهیم قشنگ، اینطور نیست که نفهمیم ـ حملش کند بر همان سمت حُسن. اگر یک رفتاری میبیند، اگر هرچی ... مطلقا.
حضرت میفرمایند تو خَیرُ السَّاتِرِین هستی، چون خَیرُ السَّاتِرِین هستی من دیگر آنقدر، گرچه باید مراقبت کنم، گرچه باید مواظبت کنم، گرچه آنها را دارم، اگر هم یک خطایی از من سر زد دیگر خیال نمیکنم که دنیا به آخر رسید، نه! حالا خطا سر زد میگوییم خدا ببخش دیگر تو خدا هستی، بالاخره باید یک فرقی بین تو و ما باشد. تو خدایی خودت و ما هم بندگی و چموشی و خطا و زلل و جرم و معصیت خودمان.

