تبیین مقام ستاریت خداوند متعال
9اینها چیزهایی است که آدم باید به فکر باشد؛ یعنی اینها میآید راه انسان را تصحیح میکند، فکر انسان را تصحیح میکند. این مقام وحدت و این مقام اطلاق ـ که شما شنیدید ـ اینها کشک نیست اینها همین است. این مقام سعه، این مقام انبساط و این مقام یکرنگی، این مقام توحید، این چیزهایی که ما داریم میشنویم این برای همین است. همین چیزها را باید مدنظر قرار بدهیم آن وقت ببینیم خودمان باید چه کار کنیم، خودمان در ارتباط با افراد باید چه کار بکنیم؟
یک وقتی بعد از زمان مرحوم آقا یک مجلسی بود در منزل مرحوم آقا، مجلس روز غدیر هم بود. یک شخصی آمد گفت که آقا مثلا فلان شخص را دیدم در آنجا نشسته، سکه و نقل میدهد و من سؤال کردم که پس فلان آقا کجا هستند؟ او در پاسخ گفت که امیرالمؤمنین همه جا هست، یا امیرالمؤمنین حضور و غیبت ندارد. این الان مثلا خیلی ادعا کرده و یک همچنین چیزی ... من گفتم: نه، حرف، حرف خلافی نیست. شاید منظورش این است که مجلس متعلق به امیرالمؤمنین است حالا یک کسی باشد یا نباشد او نقل بدهد یا من نقل بدهم تفاوتی نمیکند. شاید منظور این است. دیگر او چیزی نگفت.
بعد این مطلب به یک نفر دیگر رفته بود و منتقل شده بود. واسطهای که نقل کرده بود وقتیکه من این حرف را زدم گفت: البته این یک توجیهی است و این هم میشود یک توجیهی باشد. یعنی چه؟ یعنی من قبول ندارم، من روی حرف خودم هستم و من روی فکر خودم هستم. این چیست؟ این همان ایراد است، وقتی من دارم در اینجا توجیه میکنم بگو بله، بسیار خب یک چیزی است اشکال ندارد. حالا چون او با بعضی از مسائل ما مخالف است پس بنابراین اگر هم یک حرفی زده ما باید آنطرف خلافش را بگیریم. چرا نیاییم طرف وفاق را بگیریم، حالا مخالف مخالف باشد. حرفش قابل توجیه است، وقتی قابل توجیه است توجیه کن. مگر حتما بایستی که به نحوه دیگری که صحیح نیست.

