تطبیق مراتب ستاریت در سیر وسلوک
8میدانید کی معلوم میشود جلوتر هستند یا عقبتر هستند! آن وقتی که قرار است خدا دعای بنده را مستجاب کند آن وقت همین ما با عمامههای اینقدری و ریش کذا میرویم دعا میکنیم انگار نه انگار، همین مردم عادی میروند دعا میکنند خدا مستجاب میکند. آن وقت معلوم میشود اینها از ما جلوتر هستند، اینجا معلوم نمیشود اینجا همه میگویند به! آقای طهرانی به! چقدر ماشاءاللَه سیما و ... اوه اوه صدر بهشت و بهبه، آن روز قیامت وقتی که امیرالمومنین علیه السلام بایستد دم پل صراط، آن موقع، موقع میز بین حق و باطل است، آن وقت است که بسیاری از امثال ما در صف عمر واقع میشوند:
-بروید آقا!
-بابا ما شیعه هستیم!
-تو شیعه هستی؟ تو شیعه بودی؟ تو شیعه هستی؟ شیعه آن کسی است که وقتی حق را میبیند بایستد، نه اینکه سرش را بیندازد پایین، تو در این مدت چقدر مسائل دیدی و سرت را انداختی پایین؟ برو عقب! آنهایی که در نیتشان خیر است ولو ظاهرشان ظاهر خلاف باشد، آنها میآیند همه پشت سر امیرالمومنین علیه السلام میایستند، منتهی این دنیا دنیای ستاریت است، خدا میپوشاند، میپوشاند.
لطف حق با تو مدارا میکند *** چون که از حق بگذرد رسوا میکند1 اینجا مدارا میکند، ستاریت میکند، بله یک عده هم گول میخورند آنهایی که اهل ظاهر و مسائل را از دیدگاه ظاهر میبینند. اما اولیاء خدا و فرشتگان و اینها که ظاهر را نمیبینند، آن باطن را میبیند که اوه اوه چه خبر است:
ظاهرش چون گور کافر پرحلل *** باطنش قهر خدای عز و جل2 ما در مقام ستاریت باید ساتر باشیم و باید خودمان را آزمایش کنیم.
من چند شب پیش بود یک مطلبی را گفتم بعد یکی از دوستان و رفقا یک تذکری دادند، البته تذکر ایشان در جای خودش صحیح و مطلوب است منتهی خب نیت بنده این نبود. من گفته بودم که اگر بیایند به من فرض بکنید که یک پیشنهادی بشود [تصدی سمتی] صبح که بلند شدم میروم آنطرف دنیا که دست هیچ ابوالبشری به من نرسد! تذکر یکی از دوستان این بود که خب شما در اینجا داعیه استقلال دارید، بنده که نباید از خودش اختیار داشته باشد، هر چه خدا تکلیف کند باید بگوید من این کار را میکنم این بو بوی عبودیت نیست! این بو بوی استقلال است.
- مثنوی معنوی،
لطف حق با تو مداراها کند *** چون که از حد بگذری رسوا کند - شیخ بهایی، نان و حلوا، بخش ٢١،
ظاهرت، چون گور کافر پر حلل *** وز درون، قهر خدا عزوجل
- مثنوی معنوی،

