مراتب عمل و حقیقت محو شدن گناهان
11خلاصه بنده از این نظر عرض کردم این مطلب را که واقعیت این اعمال در عالم ملکوت به صورت غیر صوری در حقائق و در معانی حضور دارد و آن اصل است، بعد که میآید پایینتر میشود صورت، بعد میآید پایین و در آخرین مرتبه میشود همین عالم ملک و عالم شهادت. پس آنچه را که ما در این عالم انجام میدهیم این نسخه آخری زیراکسهایی است که دیگر آخر آخری این است. آن نسخههای اصلی و دست نوشته و خطی آن بالاهاست، بعد از روی آن یک زیراکس میگیرند بعد میآید پایینتر یک زیراکس دیگر، آن آخرین زیراکس و فتوکپی که خیلی همچین دیگر معلوم نیست چی نوشته چون ده تا زیراکس خورده، این همینی است که ما داریم انجام میدهیم. پس اشتباه نشود خیال نکنیم که آنچه را که ما داریم انجام میدهیم حقیقت است و بقیه صورتبرداری و عکسبرداری، واقعیت این است که به این صورت در اینجا نزول پیدا میکند و در اینجا به این کیفیت نقش میبندد.
پس بنابراین خدای متعال وقتی که محو میکند چه را محو میکند؟ اصلا آن صورت گناه را برمیدارد، یعنی آن صورت گناه دیگر نیست، خود نفس عمل هست همانطور که گفتم ولی دیگر صورت گناه نیست، آن ملکی که نوشته این شخص در اینجا گناه کرده، نگاه میکند میبیند در پروندهاش گناه ننوشته فقط همان ملکی که حسنات را مینویسد... بعد ثم یوحی الی جوارحه اکتمی علیه ذنوبه1 خدا به جوارحش میفرماید که ذنوبش را کتمان کنید، نشان ندهید، در آن آیه شریفه داریم ﴿يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ﴾2 روزی که زبانشان، دستشان، پایشان، اعضا و جوارحشان شهادت میدهند به آن کاری که کردند، در روز قیامت خدا به بندهاش میگوید تو این کار را کردی تو این گناه را کردی، میگوید نه نکردم، [خطاب میآید که ای] پا شهادت بده! پا شروع میکند شهادت دادن. یعنی چه شهادت دادن؟ نه اینکه به زبان درمیآید: من این راه را رفتم، من آمدم در فلان منزل وارد شدم... میگوید نه دروغ میگوید، نه خدایا مونتاژ کردی، آنجا همه جور مسئله... پا که شهادت میدهد یعنی همان واقعهای که با همین پا در آن واقعه شرکت کرده همان واقعه را خدا میآورد میگذارد جلو، آن وقت دیگر چطوری انکار میکند؟ نه اینکه عکس را نشان بدهند، انسان در خود میبیند که با پای خود این عمل را انجام داد، انسان در خود میبیند که با دستش این عمل خلاف را انجام داد، انسان در خود میبیند که با زبانش این کلام خلاف را بر زبان آورد، این تهمت را زد، این غیبت را کرد، این کلام ناشایستی که در اینجا نمیبایستی بگوید، در فلان مجلس گفت! آبروی مومنی را برد، همه را در آنجا میبیند. زبان نمیگوید من این کار را کردم خود آن کاری را که کرده همان را انسان در خود میبیند.
- اصول کافی، ج ۲، ص ۴۳۰، از امام صادق علیهالسلام.
- سورۀ نور (24)، آیۀ 24.

