اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
9شرعا حرام است، یعنی من دارم کار حرام انجام میدهم یعنی این نتیجه این مسائل به این جا میرسد، خب خیلی خب ما حرفی ندارم اشکالی ندارد و من هم در این منزل تصرف نمیخواستم بکنم و نمیخواهم بکنم با این که خب این منزل سهم بیشتر مشائش مالک من است، ملک شخصی من است ولی خب ما برخلاف رضایت سایر ورثه این کار را انجام نمیدهیم.
ببینید باید شرط اول ارتباط ما با رفقا و با دوستانمان صدق باشد، پنهان کاری و سر خود کار انجام دادن، این نمیتواند در این جا راهی داشته باشد اگر قرار است ما از اول میرفتیم مسائلمان را حل میکردیم از اول میرفتیم نمیگذاشتیم کار به این جا برسد دیگر، میرفتیم مطالب را حل میکردیم مشکلات را حل میکردیم و بهتر از دیگران هم میتوانستیم حل کنیم، هم بیانمان هم علممان هم بالاخره در حدودی که برای آنها قابل قبول باشد شاید این مقدار بوده، چرا قضایا اینطور است؟ بخاطر این که ولا مجازا و لو ادعاءا نتوانستیم بپذیریم، نتوانستیم راهی را بر خلاف مسیر بزرگان ببینیم و آن راه را قبول کنیم. بعضی از افرادبودند آنها میگفتند که باید فلانی یک قدری کوتاه بیاید خیلی تند است در صحبت کردن تند است در برخورد تند است باید آرام باشد باید کوتاه بیاید، اشکالش فقط در تندی است اما حرفهاش حق است حرفهاش درست است، گفتم اگر حق حق است دیگر تند [آرام] ندارد دیگر مجامله و اینها ندارد حق حق است دیگر، شما چرا نمیآیید قبول کنید وقتی که این حق را میبینید؟ شما چرا نمیآیید بپذیرید بعد دفاع کنید؟ حالا من تندم بسیار خب شما کند باش ولی حق را بپذیر بگو حق با فلانی است جلوی همه، بعد با آرامش و مجامله و برخورد مناسب و روی خوش و اینها به افراد چرا همین را انکار میکنی، چرا فقط یواشکی میآیی به یک نفر میگویی چرا در جلوی همه نمیگویی التفات کردید.

