اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک

0

موضوع: بیان مبانی سیروسلوک 1 – مطالبي را كه مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بيان مي‌كردند بر اساس حقائق ثابت و لا يتغير بوده است و نه بر اساس مصلحت‌انديشي‌ها و لحاظ منافع شخصی. 2 – چگونه افرادي كه داراي حسن نيّت مي‌باشند در برخي از موارد دچار گمراهي مي‌شوند. 3 – اختلاف آية اللَه آقاي حاج سيد محسن طهراني با ديگر افراد بيت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه پس از رحلت ایشان در بيان حقّ. 4 – كيفيت آشنائي مرحوم آية اللَه خوئي با مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه. 5 – مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه خطاب به مرحوم آية اللَه خوئي مي فرمايند: شما كه اهل تحقيق هستيد چرا مطلبي را بي‌دليل قبول مي‌كنيد. 6 – رفتار و گفتار مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بر اساس حق و صدق بود. 7 معناي وحي و آينه بودن پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در بيان وحي. 8 – نارضايتي مرحوم حداد رضوان اللَه عليه از شخصي كه بدون رضايت پدرش به ديدن ايشان مي‌‌آمد.

اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک

5
  • من بعد از زمان مرحوم آقا با این شرط اساسی در تعارض افتادم در بیت مرحوم آقا، مسئله در داخل به نحوی بود و در خارج جور دیگری ظهور داشت، من می‌گفتم چرا باید این‌طور باشد؟ رفقای ما داخل و خارج ندارند من با دوستان خودم داخل و خارج ندارم، آن‌چه که هستیم باید بیاییم مطرح کنیم ظاهر یک جور است داخل هر چه خواستیم انجام بدهیم این صحیح نیست مسئله صحیح نیست، و بر همین قضیه اختلاف ما پیش آمد دیگر، اختلاف ما با بیت مرحوم آقا بر اساس این قضیه بود که اینها در داخل و باطن نظر دیگری داشتند نسبت به اوضاع و احوال، در خارج جور دیگری قضیه جلوه می‌کرد در باطن آقای کذا می‌آمد پیش من و فریاد وامصیبتا از بعضی حرفها پیش من بالامی‌رفت و استفتاء می‌کرد در خارج به عنوان کذا و کذا مطرح می‌شد این نمی‌شد که، می‌گفتم این که نمی‌شود، ما کلک که نمی‌توانیم به دوستان بزنیم، حقه بازی که ینست در این جا، [محیط] نفاق نیست این قضایا یکی دو روزی ممکن است به یک نحوی [باشد] روز بعد چه؟ روز سوم چه؟ روز آخر چه؟ این که نمی‌شود این‌طور، چرا ما صادقانه نیاییم بگوییم که مسئله این‌طور است مرحوم آقا بودند به این کیفیت و از دنیا رفتند و بعد هم تمام شد قضیه بسیار خب، حالا می‌آییم رفیقانه می‌نشینیم بر سر سفره می‌نشینیم هر کس برای خودش هر راهی را که دارد دارد، التفات کردید اختلاف ما از این جا پیدا شد حتی در نامه آخری که من برای والده پارسال نوشتم، در یک نامه سه صفحه ای در آن جا به والده و به بعضی از افراد دیگر تذکر دادم که آیا شما نبودید که در تهران در آن منزل کذا در آن اتاق این حرف را به من زدید، آیا شما نبودید در این سفری که من آمدم در مشهد گفتید که چه و چه، آیا شما نبودید در آن روز به من این مطلب را [گفتید]، چه شده که همه این حرفها را فراموش کردید این حرفها را شما زدید به من، من که نزدم خودتان آمدید گفتید خودتان آمدید این مطالب را مطرح کردید، خودتان آمدید گفتید فلانی باید چاره اندیشید خودتان گفتید فلانی فلان کار را باید شما انجام بدهید، چه شد همه [آن حرفها] من که نگفتم خودتان گفتید، اگر من می‌گفتم می‌گفتی دروغ می‌گویی خودتان من از خودتان شنیدم، ای همشیره شما این حرف را به من نزدی که در این قضیه این است در اینجا این‌طور است در فلان جا این است باید شما یک فکری بکنید حالاچه شد؟ برای من نامه می‌نویسی و در آن نامه می‌گویی تصرف در منزل حضرت آقا فقط به ... وصی رسمی ایشان جناب آقا باید باشد و هر تصرف دیگری غصب است و شرعا حرام است، یعنی من دارم کار حرام انجام می‌دهم یعنی این نتیجه این مسائل به این جا می‌رسد، خب خیلی خب ما حرفی ندارم اشکالی ندارد و من هم در این منزل تصرف نمی‌خواستم بکنم و نمی‌خواهم بکنم با این که خب این منزل سهم بیشتر مشائش مالک من است، ملک شخصی من است ولی خب ما برخلاف رضایت سایر ورثه این کار را انجام نمی‌دهیم.