
اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
موضوع: بیان مبانی سیروسلوک 1 – مطالبي را كه مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بيان ميكردند بر اساس حقائق ثابت و لا يتغير بوده است و نه بر اساس مصلحتانديشيها و لحاظ منافع شخصی. 2 – چگونه افرادي كه داراي حسن نيّت ميباشند در برخي از موارد دچار گمراهي ميشوند. 3 – اختلاف آية اللَه آقاي حاج سيد محسن طهراني با ديگر افراد بيت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه پس از رحلت ایشان در بيان حقّ. 4 – كيفيت آشنائي مرحوم آية اللَه خوئي با مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه. 5 – مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه خطاب به مرحوم آية اللَه خوئي مي فرمايند: شما كه اهل تحقيق هستيد چرا مطلبي را بيدليل قبول ميكنيد. 6 – رفتار و گفتار مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بر اساس حق و صدق بود. 7 معناي وحي و آينه بودن پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم در بيان وحي. 8 – نارضايتي مرحوم حداد رضوان اللَه عليه از شخصي كه بدون رضايت پدرش به ديدن ايشان ميآمد.
اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
7آمدند به ما گفتند که در این جلسه عنوان بصری بعضی افراد میآیند که شما نمیشناسید، گفتم خب بیایند مگر ما در این جا چه میگوییم، حرفهایی که میآیند، خب بیایند بشنوند ضبط کنند ببرند این طرف آن طرف چه اشکال دارد، حالا بعضی افراد ناشناس ... علی کل حال مجالس ما درش باز است ایشان میفرمودند شما بلند شوید بیایید ببینید، مطالب ما را ببینید آیا ما کفر میگوییم آیا ما خلاف شرع صحبت میکنیم، آیا ما افراد را بر خلاف سوق میدهیم، بعد بروید تحقیق کنید خواستید بپذیرید نخواستید نپذیرید، یعنی ببینید یک عارف ترس ندارد از کسی، کارهایش یواشکی نیست آقا به کسی نگو این حرف را، نیست! البته سرّ را نمیشود گفت، حتی افشای سرّ از بزرگترین کبائر است از بزرگترین معاصی است که یک نفر یک سری را بیاید فاش بکند و افشای این سرّ موجب بروز بعضی از ناهنجاریهای روانی و بعضی از تغییر و تبدلات بشود، ولی آن سرّ است نه این که کار خلاف و یواشکی را انسان بیاید فاش کند، عارف کار یواشکی ندارد کار خلاف ندارد، آقا این مطلب سر است کسی نفهمد این مسائل را نباید کسی بفمد فلان، نباید بفهمند یعنی چه؟ کار خلاف است خلاف است، کار خلاف نیست بیایید بگویید به همه صریحا بگویید کار خلاف نیست به همه بگویید این حرف یعنی چه؟ صلاح نیست یعنی چه؟ این صلاح نیست آن صلاح است این حرفها چیست؟ این هم که شد مثل جاهای دیگر این هم که شد مثل موارد دیگر این هم شد مثل دکان های دیگر، این دو مسئله! این دو مسئله! پس بنابراین روش پسندیده این است که انسان برود تحقیق کند از صحت و سقم یک مسئله انسان سر در بیاورد این روش روش پسندیده است و ببیند و با اعتماد و با اطمینان باشد.
در رفتار و در کردار مرحوم آقا رضوان اللَه علیه این مسئله مشهود بود این مسئله، آن روز که ما در جلسه منزل یکی از دوستان بودیم آن روز عصر در مشهد به واسطه آن جریانی که پیش آمده مرحوم آقا یک صحبتی کردند و در آن مجلس به من اعتراض کردند که فلانی در منزل خودش در مشهد در منزل خودش طلبه ها را آورده و آن طلبه ها از درسشان افتادند و آمده آنها را به کار گرفته و من گفتم که این منزلی که بخواهد با اتلاف وقت طلاب بخواهد بگذرد نباشد بهتر است برای چه و کذا و کذا و خلاصه دیدیم خب بله اعتراض به ما وارد است، البته فقط یک نفر طلبه بود که آمد و در منزل ما کار میکرد، حالا این هم ناگفته نماند که در آن موقع ایشان خودش گفت که اگر من نیایم حتی درس را نمیفهمم، بعد در آن مجلس ایشان به غیر از من هم اعتراض وارد کردند که فلانی هم همینطور آن هم در منزل طلبهها برایش کار میکنند، نمیدانم این حرفها ... البته این را فرمودند نه به مقدار ایشان به ایشان هم اعتراض وارد است نه به مقدار ایشان، یعنی به مقدار من و خب اعتراض وارد است و باید پذیرفت بسیار خب تا این مقدارش خب چیزی نبود، بعد که آمدیم بیرون و ما که چیزی نگفتیم یعنی خب بالاخره حتی جا برای سوال ما از ایشان بودیم و ما جا برای سوال داشتیم ولی عل کل حال حرف نزدیم، آن شخص دیگر خیلی ناراحت شده بود و آمد و گفت آخر این آقاجان آبروی ما را در این مجلس میبرند من یک مقداری به او خندیدم گفتم آقاجان اگر قرار بر این است که درست بشویم چرا ما هم درست نشویم؟ چرا مگر ما [از] بقیه خونمان قرمز [تر] است که اگر قرار است اشکال وارد بشود به ... به ما نشود، چرا؟ وانگهی این چه آبرویی است که با خلاصه یک نحوه تعامل و یک نحوه ارتباط این آبرو بایستی که پیدا بشود و بعد با یک کلمه حرف، این دستخوش چیز قرار بگیرد این آبرو آیا به نظر شما ... دیگر بنده خدا یک مقداری چیز شد و مسئله منتفی شد که این مطلب اگر قرار بر این است که اعتراض وارد باشد خب بالاخره اعتراض را باید پذیرفت.
