اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع: لزوم صداقت وخلوص نیت در راه سیرو سلوک 1 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن از يكديگر منجر به عدم قبولي عبادات آنها مي‌شود. 2 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن نه تنها به حق آنها ضرر مي‌رساند بلكه در ملكوت ساير افراد هم تأثير سوء مي‌گذارد. 3– جنبه ظاهر و جنبه باطن عبادت. 4– مرحوم آیت اللَه انصاري همدانی رضوان اللَه عليه مي‌فرمودند: من از چايي كه در يك منزل مي‌نوشم مي‌فهمم كه خانم آن منزل از آمدن من در آن منزل راضي هست يا نيست. 5– ملكوت عبادات و جنبة ربطي عبادات به كيفيت نيّت انسان بر مي‌گردد. 6 – دستور مرحوم علامه طهراني به استاد طهراني مبني بر بيان مطالب به صورت كلي. 7 قدم اول سالک راه خدا ، داشتن نیّت صادق و خالص در مقصد وهدف خویش می باشد. 8 حكايت برخورد اميركبير با قاضي‌القضاة طهران كه در قضاوتش به اشخاص نظر داشت نه به حقّ. 9 – صداقت علامه طهراني رضوان اللَه عليه در عدم تبعيض بين رفقا و فرزندانشان مشهود بود. 10 – مقايسه‌اي ميان صداقت و استقامت اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ‌ها با عملكرد ساير خلفا.

صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل

توضیحات:

موضوع: لزوم صداقت وخلوص نیت در راه سیرو سلوک 1 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن از يكديگر منجر به عدم قبولي عبادات آنها مي‌شود. 2 – اختلاف و كدورت نفساني دو مؤمن نه تنها به حق آنها ضرر مي‌رساند بلكه در ملكوت ساير افراد هم تأثير سوء مي‌گذارد. 3– جنبه ظاهر و جنبه باطن عبادت. 4– مرحوم آیت اللَه انصاري همدانی رضوان اللَه عليه مي‌فرمودند: من از چايي كه در يك منزل مي‌نوشم مي‌فهمم كه خانم آن منزل از آمدن من در آن منزل راضي هست يا نيست. 5– ملكوت عبادات و جنبة ربطي عبادات به كيفيت نيّت انسان بر مي‌گردد. 6 – دستور مرحوم علامه طهراني به استاد طهراني مبني بر بيان مطالب به صورت كلي. 7 قدم اول سالک راه خدا ، داشتن نیّت صادق و خالص در مقصد وهدف خویش می باشد. 8 حكايت برخورد اميركبير با قاضي‌القضاة طهران كه در قضاوتش به اشخاص نظر داشت نه به حقّ. 9 – صداقت علامه طهراني رضوان اللَه عليه در عدم تبعيض بين رفقا و فرزندانشان مشهود بود. 10 – مقايسه‌اي ميان صداقت و استقامت اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ‌ها با عملكرد ساير خلفا.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل

18
  • معنایش این است که اهل جهنم می‌گویند ای وای که ما در روز قیامت تفریط کردیم، کم گذاشتیم کم گذاشتیم، فی جنب اللَه کم گذاشتیم خدا در کنار ما بود ما اعتنا نکردیم، خدا با ما بود ما توجه نکردیم ذهن‌مان به جای دیگری بردیم، ذهن‌مان را به روابط بردیم، مبادا برادرم را از دست بدهم حالا که‌این‌طور است پس این مطلب را قبول نکنیم نه! فردا همین برادر می‌آید کنار می‌گذارد همین‌طور که کنار گذاشتند، مبادا خواهرم را از دست بدهم مبادا مادرم را از دست بدهم، مبادا پدرم را از دست بدهم نه آقاجان فردا همین پدر و مادر سرشان را می‌گذارند زیر خاک امتحان کنید، مگر ما توقع فوت مرحوم آقا را داشتیم واللَه من ... خود مرحوم آقا در بیمارستان به من فرمودند وقتی که سه سال قبل از فوتشان بود یک شب در بخش، معمولا شب‌ها حال ایشان به اصطلاح التهاب داشتند و خواب‌شان نمی‌برد بله! می‌گفتند فلانی خوابی یا بیداری اگر هم خواب بودیم می‌گفتیم نه بیداریم، می‌گفتند خب چراغ را روشن کنید چراغ را روشن می‌کردیم می‌گفتند اول یک‌خورده برای ما مثنوی بخوان، ما یک مثنوی برده بودیم آنجا برای مطالعه، خلاصه ایشان می‌گفتند بخوان ما هم شروع می‌کردیم مثنوی خواندن، یک صفحه می‌خواندیم و می‌گفتند نه با صدا بخوان با صدا بخوان یعنی با صدای بلند، بعد هم خودشان تصحیح می‌کردند اینجا را این جوری کش بده، اینجا این‌جوری توقف کن، خلاصه خیلی به ما این مدت به ایشان سخت می‌گذشت در درد و مرض به ما خوش می‌گذشت که دیگر ایشان ... ما هم دیگر با لاخره ایشان را تنها گیر آورده بودیم و هر چه دلمان می‌خواست سوال می‌کردیم مسائلی که مدّنظرمان بود، ایشان هم صحبت می‌کرد یک شب به من به مناسبت یک قضایا یک مطلبی به من فرمودند گفتند فلانی من در این جریان رفتم و مرا برگرداندند و به من یک مهلت مختصری دادند، گفتند هر چه می‌توانی هر چه می‌توانی این کتابهایت را به جایی برسان که دیگر فرصتی نداری، بعد یک مطالب دیگری فرمودند، ما تصورمان این بودند که حداقل ده یا پانزده سالی حالا شاید منظورشان این‌که حداقل ده سال که دیگر این مسئله طول می‌کشد، چه می‌دانستیم سه سال بعد درتهران نشسته بودیم شب شنبه بود به اتفاق سایر اخوانمان، اخوی بزرگتر و اخوی بعد از خودمان آقاسید علی که مشهد بود تازه هم از سفر آمده بودیم، ظاهرا اصفهان بودیم با آن اخویا آمده بودیم در تهران و شب شنبه بود یک‌مرتبه تلفن کردند از مشهد گفتند آقا بزرگ دارد دنبال شما می‌گردد و می‌گوید فورا بیایید، ما هم رفتیم مشهد و به آن جا که رسیدیم دیدیم مسئله دیگر ... اصلا احتمال نمی‌دادیم، اصلا احتمال نمی‌دادیم، چیست؟ آقا مرگ می‌آید دیگر، مرگ یک واقعیتی دارد، برای اشرف مخلوقات و اشرف ممکنات پیغمبر اکرمش آمد و برای امیرالمؤمنین آمد برای امام زمان هم خواهد آمد، بقیه هم همین هستند درست شد.

/ 260