صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
11خواهد رسیدکه همین روابط جای خود را با آنها عوض خواهد کرد التفات میکنید، برای خدا همه افراد مساوی هستند برای خدا همه افراد به یک نحو هستند به یک قسم هستند، من خودم حضور داشتم در یک جریان و با چشم خود دیدم نه این که با گوش خودم شنیدم، با چشم خود دیدم که در یک جریان عین هم عین هم بدون سر سوزن منتها در دو مصداق متفاوت یک شخص دو نظر متفاوت به معنای کلمه را داده بود درست! عین هم بلکه شاید بگویم از نقطه نظر حدت و شدت شاید آن موردی که برای دوستان خود ایشان اتفاق افتاده بود بسیار قویتر هم بود اما جریان یکی بود، چرا باید اینطور باشد؟ چرا؟
بعد از زمان مرحوم آقا این منظور من بود صحبت من این بود که من میگفتم چرا ما صادقانه نباید با دوستانمان برخورد کنیم دلیلش چیست؟ چون ما پسر آقا هستیم خونمان از بقیه قرمزتر است؟ چون ما ارتباط با آقا داریم حکم جدایی داریم؟ چون ما ارتباط با آقا داریم حسابمان جداست؟ میگفتند نه! من و دوستانم مانند برادران میمانیم ظاهر وباطن فرقی نمیکند ما این را میگفتیم، بقیه میگفتند نه! در داخل یک جور درخارج جور دیگری است، چون من این را میگویم خدمت شما چون من خودم در بیت بودم، بنده خودم جزو چیز بودم که دارم و شواهد هم یکی یکی ما که حاضر شدیم برای مناظره، پارسال اعلان هم کردیم ولی خب تا الان خبری نیست، این برای چه بوده چرا؟
مگر ما از پدرمان غیر از صداقت چیز دیگری دیدیم، آیا پدر ما مسیرش اینطور بود مسیرش این بود که داخلش جوری باشد و خارجش جور دیگر باشد یا نه! من پسر مرحوم آقای سیدمحمدحسین را به این جهت پذیرفتند که از او صداقت دیدند، اگر بنده هم از او نمیدیدم خودم هم دنبال آقا سیدمحمدحسین نمیرفتم، مگر با بقیه افراد چه فرق میکند خیلی افراد را ما دیدیم ظاهر و باطنشان فرق میکند در میان مردم جور دیگری هستند و در خودشان جور دیگری هستند، خیلی افراد را دیدیم ولی چرا مرحوم آقا اینطور نبود؟ خب همین صدقی بود که ما میدیدیم دیگر، کیفیت رفتار ایشان بود که ما را به این مسئله کشاند و ما را مطمئن کرد و الان هم نسبت به مسیرمان ما را مطمئن میکند چون همان کیفیت را همان صداقت را ما دیدیم، همان صداقت را ما تجربه کردیم همان نحوه عمل را ما تجربه کردیم و وقتی که این طور هست دیگر نمیشود.

