اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل

14013
نسخه عربی

صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل

13
  •  ما برای این که یک نفر را به زیر ... بکشانیم از آن قدرت انتساب به پدر استفاده کنیم و بکوبیم و بزنیم و پرت کنیم برای چه؟ چون طرف نمی‌تواند عجب! چون نمی‌تواند دفاع کند نمی‌تواند صحبت کند، چون نمی‌تواند موضع بگیرد چون نمی‌تواند، خیلی عجیب است! او آخر ... این چرا؟ خدا نیستیم، عمر این کار را می‌کرد، آمد بر علیه امیرالمؤمنین علیه السلام شوروند و بعد عمامه را انداخت و طناب انداخت گردن امیرالمؤمنین علیه السلام و کشاند تا مسجد، خب این که صحیح نیست! یک ضعیف انسان گیر بیاورد با لگد بزند او را له کند بچه او را سقط کند یک زن پشت در بیاید، هنر نیست جناب عمر! این کاری که تو می‌کنی هنر نیست، راست می‌گویی بلند بشو بیا در خیابان با شوهرش مصاف بده، حالا یک زن بدون پناه گیر آوردی با لگد می‌زنی و بعد هم افتخار می‌کنی و بعد هم آن شاعر عرب می‌آید در جلوی ملک فاروق شعر می‌گوید و شعر می‌سراید از افتخارات عمر می‌شمارد، کی بود عمر که توانست یک هم‌چنین کاری انجام بدهد، لگد بزند به پهلوی دختر پیامبر، برای وحدت مسلمین برای چیز مسلمین، هنر است؟ هنر آن است که در جنگ احد اگر راست می‌گفتی دور پیغمبر می‌ایستادی و با آن هشت نفر نه نفردیگر تا آخر می‌ایستادی نه اینکه با آن ابوبکر و عثمان فرار کنی بیرون مدینه و تا سه روز پیدایت نشود، بعد یکی را بفرستی ببینی اوضاع واحوال چه خبر است؟ دیدند خبری نیست بلند شدند آمدند یا رسول اللَه دوری شما ما را ... یا رسول اللَه دوری شما ...، یا در آن جنگ احزاب وقتی که عمر بن عبدود آمد چرا جناب عمر بلند نشدی به مصاف او بروی؟ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَه الظُّنُونَا الأحزاب، ١٠ خیلی آیه عجیبی است، می‌گوید در جنگ احزاب این قلوب به حنجره نزدیک شده بود، یعنی حالت خفقان برای شما پیدا شده بود، در بعضی از اوقات وقتی که حالت ترس برای انسان پیدا می‌شود این پرده دیافراگم می‌آید بالا و به گلو فشار می‌آورد بلغت القلوب الحناجر یعنی این، یعنی این از حالت خودش خارج شده بود و به گلوی شما فشار می‌آورد و شما را خفه می‌کرد، این حالت ترس گاهی اوقات پیدا می‌شود انسان نفسش ... و تظنون باللَه الظنونا، شما آن زمان به خدا گمان می‌برید خدایی در کار نیست این حرفها چیست؟ حتی به هم می‌گفتید بیا این پیغمبر را تسلیم کنیم و از شرش راحت شویم، شر این قضیه را از سرما راحت کنیم، صحبت این را با هم می‌کردند که بیایند پیغمبر را تسلیم کنیم بابا دیگر چه خبر است، جنگ بدر که بود احد هم که بود حالا نمی‌دانم احزاب هم که هست، حالا دیگر این دفعه که آمدند کار ما را دیگر تمام کنند درست شد، کی در آن موقع بلند شد در قبال این همه ایستاد، کی بود؟ امیرالمؤمنین علیه السلام مگر نبود، بلند شد آمد و ضربت هم خورد، شما خیال نکنید وقتی امیرالمؤمنین می‌آمد شش تا ملک از این‌طرف و شش تا ملک از آن‌طرف، این‌طرف‌