صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
15جارو میکردند آنطرف دورباش، نخیر این جوری نبود! همان امیرالمؤمنین ضربت میخورد همان امیرالمؤمنین تیر میخورد، همان امیرالمؤمنین شمشیر میخورد، اگر نمیخورد که هنر نبود.
شمشیر عمربن عبدود آمد کلاهخود را دو نصف کرد و آن عمامه که پیغمبر بسته بودند دور [سر امیر المومنین] نصف کرد خورد به فرق امیرالمؤمین و خون جاری شد، که ابن ملجم در شب نوزدهم همان جا را ضربه زد، یعنی ضربت شمشیر ابن ملجم آمد همان جایی که عمربن عبدود زده بود، خورد و آمد پایین، اینجوری بود! که بعد آمدند و پیغمبر سر امیرالمؤمنین را بستند و مرهم گذاشتند و چکار کردند و اینطور نبود که ملائکه از اینطرف بگیرند و از آنطرف بگیرند و بفرمایید در تخت روان و بعد هم عمر بن عبدود را به این کیفیت ...، حالا چه شد؟ ای مردم ای خائنین، ای نامردها، حالا چه شد بعد از پیغمبر با زنش اینطوری میکنید، شما که همه دیدید فقط علی بود دفاع میکرد از حریم پیغمبر، حالا چه شده علی دروغگو درآمد، میگفتند دروغ میگوید، به همین امیرالمؤمنین گفتند دروغ میگوید، امیرالمؤمنین در یک جلسه که در آن جلسه چند نفر بودند، آنها را یک به یک دعوت کرد برای شهادت که آیا در فلان قضیه شما بودید، در یک جریان که جریانش مفصل است خیلی مفصل است، مرحوم آقا آوردند من هم در همین شرح عنوان بصری آوردم این مسئله را، آیا شما دیدید این قضیه را شنیدید اصلا آن چه را که از پیغمبر شنیدید برای افراید بگویید درست شد، انس انس بن مالک یکی از افرادی که مصاحب با رسول اللَه بود، یعنی ده سال در مدینه با پیغمبر مصاحب بود و از نظر اهل سنت یکی از فقها و مراجع اصلی حدیث و فقه اهل سنت به شما ر میرود انس بن مالک، این انس بن مالک سرش را انداخت پایین نگفت، امیرالمؤمین [گفت] ای انس یادت نمیآید نه یا علی یادم نمیآمد فراموش کردم، نه دروغ میگویی! حضرت فرمودند اگر دروغ میگویی که فراموش کردی و نمیخواهی بگویی خداوند برص و پیسی را بر صورت تو بیاورد که نتوانی آن را با چیزی بپوشانی و تو را به کوری مبتلا کند، از جایش برنخواست الا این که این مقدار از پیشانی او پیس گرفته بود و بعد از چند روز هم کور شد، البته میگویند آخر عمر توبه کرده بود و اینها، ولی چرا باید اینطور باشد؟ چرا انسان وقتی یک حقی را میبیند باید بپوشاند، آخر این چه قاعدهای است چه مسئلهای است؟ این چه سوال بدون پاسخی است که برای ما مانده؟ آن چه نحوه مطلبی است؟ آیا در کدام یک از رفتار بزرگان ما این مطلب را احساس میکردیم التفات میکنید، این مسئله بود.

