صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
23چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج *** گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج1 وقتی که از قدم اول انسان صادق نباشد تا قدم آخر نیست. یک روز من به یک شخص گفتم که من به افراد و به دوستان و رفقام اینطور گفتم، گفت فلان رفیق شما درباره من این را گفته، گفتم من اصلا هیچ کار نمیکنم همین الان بلند میشوم میروم قم، تلفن شما را به او میدهم خودت با او صحبت کن من اینجوری هستم، آمدم گفتم ... گفت اینجور نگفتم، به من مربوط نیست شما اینجور گفتی یا نگفتی، تلفن کن خودت با آسید محمدحسین صحبت کن به من هیچ ارتباطی ندارد، این شخص دید نه! ما جدی هستیم شوخی نمیکنیم، حالا چون ایشان از دوستان ما است بیایم ... به اخوی گفتم ما هیچ مسامحه نمیکنم بروم قم میگویم با شما تماس بگیرد خودتان میدانید راجع به ایشان.
اینجور اگر شخصی باشد خب یک مسیر، والا غیر از این دور سنگ آسیاب چرخیدن است هی وررفتن است، هی مشغول شدن است و هی سرگرم شدن است، هی بیایم ذکر بگوییم هی بیایم ورد بگوییم، هی بیاییم دعا بگوییم هی بیایم دعا بخواینم نمیدانم عبادتمان را بیشتر کنیم.
عبادت چه؟ خوارج عبادت میکردند بیشتر از ما، بیشتر از خود من، عبادت میکردند بیشتر از خود ما، تا صبح بیدار بودند و تعجب نکنید ها! خاصیت نفس اصلا همین است نفس یک وضعیتی دارد این را سرّ را خدمتتان میگویم الان نفس یک مسئله دارد و یک خصوصیتی دارد که این خصوصیت عبارت است از تمرد و عبارت است از عصیان در قبال اطاعت از اوامر پروردگار و اگر احساس بکند امری و نهیی از جانب پروردگار متوجه او شده است به یک قسمیمیخواهد از زیر بار او شانه خالی کند، میبیند اگر بتواند با این مسئله برخورد کند، برخوردی که بتواند قضیه را در خودش حل کند و هضم کند، اگر این است میرود انجام میدهد فرض کنید که نماز صبح دو رکعت است چیزی نیست نماز ظهر و عصر را خب حالا بالاخره این را انجام میدهیم، دیگر ما که یک ورزشی باید کنیم ورزشی یا بعضی از مسائل بسیط و اینها، اما یک وقتی قضیه میآید روی جهات نفسانی روی همان نقاط میآید التفات کردید، که در ارتباط با مرد و زن چه در ارتباط زن با مرد، چه در ارتباط بین انسان بین بعضی از قوم و خویشها، چه در ارتباط با غریبهها و امثال ذلک، میآید درست مثل بچهای که به مدرسه میرود
- صائب تبريزى- غزل ٢٢٦٥

