صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
25و وقتی که معلم او را میخواهد امر و نهی کند خودش را یک جوری به یکقسمی خلاصه خودش را به مریضی بزند انگشتم درد گرفت، دستم درد گرفت نتوانستم انجام بدهم مشقم رانتوانستم بنویسم به یک نحوی خلاصه میخواهد از این چیز کند درست شد، این خاصیت خاصیت نفس است.
خاصیت نفس آن است که وقتی که آن اوامر و نواهی از جانب پروردگار برای او میآید، آنچه را که میبیند قابل برای انجام و اتیان است آن را به آن مقدار قبول میکند و اما اگر بخواهد ببیند که یک مقداری سخت و مشکل است، میخواهد کنار بگذارد میخواهد کنار بگذارد، حالا در این ارتباط این نفس میآید چهکار میکند؟ میآید یک کاری انجام میدهد برای این که از یک طرف خب میبیند کنار گذاشتن این اوامر، عمل نکردن به این نواهی خب این موجب سخط پروردگار است، مشکل است عقاب دارد عذاب دارد فلان است این را از یک طرف چه کند، از یک طرف عمل کردن به این مطالب را چه کند برایش سخت است، میآید خودش را به یک نحوی سرگرم میکند درست مثل کبکی که نمیتواند از دست آن شکارچی فرار کند سرش را در برف فرو میکند که انگار شکارچی او را نبیند، میگویند سرش را مثل کبک در برف فرو کرده برای همین است، خودش را میآید فریب میدهد، میآید خودش را گول میزند، در حالی که عزیز من! مشکل اساسی چیز دیگری است، مشکل اساسی عمل نکردن به آن نواهی و آنها است که نفس را عبور میدهد آن وقت برای این که بتواند جمع بین دو قضیه کند خود را با عبادات مشغول میکند، نمیتواند زیر بار امیرالمؤمنین علیه السلام و کلام امیرالمؤمنین علیه السلام برود، میآید میزند به نماز شب نماز شب را زیاد میکند، آقا ببین علی اگر نماز شب میخواند هنر نکرده ما هم داریم میخوانیم! علی اگر زهد دارد مسئلهای نیست ما هم زهد داریم ما هم نان خشک میخوریم ما هم چه میکنیم و کار به جایی میرسد که خود را همطراز با امام میبیند، یعنی این حالت عدم انقیاد و عدم اطاعت به صورت انجام فرائض و مستحبات به نحوی درمیآید که این مستحبات برای او بت میشوند در قبال اوامر پروردگار، در قبال دستورات ولی خدا، در قبال دستورات امام علیه السلام.

