صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
27دارد، این جا دیگر جایی نیست که بشود توبه کرد، این ضربه کاری میخواهد در این جا، نفس وقتی که بیافتد در مقام تقابل و مخالفت و از دریچه عبادت، بخواهد وارد بشود غیر از شمشیر دو دم امام زمان دیگر نمیتواند از پس این بربیاید مگر خدا دست کسی را بگیرد درست شد، این میآید از راه عبادت عبادت میآید برای او بت میشود لذا خوارج اینها افراد اینطوری بوند خیلی از اینها ... بودند پینه بسته بود پیشانی اینها برآمده شده بود به خاطر سجدهها و به خاطر سر به ریگ گذاشتن ها، اما چی هر نمازی که میخواند و هر یک رکعتی که میخواند یک قدم از امیرالمؤمنین علیه السلام و از ولی حی دور میشود چرا؟ چون هی نماز او را در آن موقعیتش محکم میکند، یعنی همین نمازی که باید مقرب باشد درست مانند میخی که هی چکش بزنی هی یک سانت برود در زمین، ای کاش نزنید! ای کاش ول کنید همان یک سانتی که رفته بالاخره پا میخورد و در میآید حرکتی ...، اما این نماز هی میآید او را محکم میکند محکم میکند، محکم میکند تا جایی که در مقابل امیرالمؤمنین در جنگ نهروان میایستد و با این که امیرالمؤمنین این جا ببینید دوباره قضیه صدق این جا میآید با این که امیرالمؤمنین آمد و در کنار لشگر حجت را برای آنها تمام کرد، دوازده هزار نفر بودند هشت هزار نفر از آنها مراجعت کردند و برگشتند چهار هزار نفر باقی ماندند، این چهار هزار نفر آنهایی بودند که این میخ تا آخر در زمین فرو رفته بود، هر چه امیرالمؤمنین میگویند، آخر در برابر مطالب من شما مطلب بگویید، نه! یا علی تو کافر شدی، کجای حرف من ایراد دارد رد کنید حرفی را که من میزنم، یا علی تو کافر شدی حرف هم نداریم باید با هم بجنگیم خب وقتی اینطور است معلوم است که دیگر قضیه به کجا میرسد، امیرالمؤمنین غیر از صحبت چه دیگر وسیله دارد که بتواند از حقش دفاع کند، غیر از بحث دیگر چه وسیلهای دارد و چه دلیلی دارد و چه راهی دارد برای اقناء، چماق! امیرالمؤمنین که اهل چماق نیست امیرالمؤمنین که اهل چوب و دورباش و لعن و سلام نکردن و رو برگرداندن و این حرفها نیست، اهل این حرفها نبوده، امیرالمؤمنین اهل بحث است بیایید بحث کنیم، بیایید صحبت کنیم، میگویند نه یا علی اصلا نه حرفت را گوش میدهیم ....

