اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل

14013
نسخه عربی

صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل

9
  •  شخص بیاید تا من بگویم وقتی این‌طور هست حالا من هزار تا مصداق هم تعیین کنم چه فایده، می‌گویند دروغ گفته دیگر دیگر از این بالاتر نیست.

  •  پس بنابراین چرا انسان بیاید مصداق تعیین کند؟ چرا بیاید شخص را تعیین کند؟ چرا بیاید ...؟ کلی بگوید هر کسی خواست پذیرفت نپذیرفت که تو را به خیر و ما را به سلامت، این مشکلی از این نقطه نظر ندارد بناء علی هذا اصلا به طور کلی یکی از جهاتی که سالک باید در نظر داشته باشد او این است که همیشه به روح مطلب کار داشته باشد نه به این که این را چه کسی گفته و در حق چه شخصی است حالا ولو این که بر فرض هم بداند که این راجع به فلان کس است چکار دارد؟ مطلب صحیح است می‌پذیرد، صحیح نیست می‌گوید به این دلیل صحیح نیست، قضیه از این نظر روشن است آمدن و جستجو کردن و دنبال این طرف و آن طرف گشتن برای نفس سالک مضرّ است.

  •  راجع به صدق منظور بنده در طرح مسئله صدق عبارت شخص خاصی نبوده و بیان مصداق خاصی نبوده، منظور این است که سالک اول قدمی‌را که می‌خواهد بردارد باید آن قدمش قدم صادقانه باشد، یعنی آن حرکتش و آن سیرش و آن نیت او باید نیت صادقانه باشد خود را از گیر و درگیری با روابط بیرون بیاورد این است منظور بنده، خود را از درگیری با ارتباطات و تعلقات باید بیرون بیاورد.

  •  یک قضیه‌ای الان به نظرم آمد البته دو قضیه است، حالا از یکی از آنها صرف نظر می‌کنیم، می‌گویند در زمان امیرکبیر یکی از همین [قضات‌] تهران یک شخص معممی بود، یک روز آمد پیش امیرکبیر و گفت یکی از دوستان شما، ظاهرا خواهر زاده امیرکبیر ایشان با یک شخصی مرافعه دارد، امروز به من مراجعه کردند من آمدم پیش شما تا ببینم نظر جناب امیر چیست که طبق او فردا حکم بدهم التفات می‌کنید، از این چیزها بوده ها! و هست ها! و الان هم هست هیچ تفاوتی نکرده، به چه نحوه ...؟ امیرکبیر خیلی عصبانی می‌شود می‌گوید من تو را قاضی شرع کردم تا این که بیای روابط را بر ضوابط حاکم کنی این است معنای چیز ...؟ آن عمامه را از سرش برداشت و بر سرش کوبید و او را از مجلس بیرون کرد و از قضاوت او را خلع کرد و آمد در قم یکی از علمای بزرگ و زهاد در قم را آورد در تهران و قاضی القضات تهران کرد خب این مسئله چیست؟ این مسئله عبارت است از صدق و عدم صدق در راه و در مسیر و در مسلک است، در راه خدا انسان باید با خدا صادق باشد برای او نباید تفاوت کند شخصی که خلاف می‌گوید او پدرش باشد یا مادرش باشد یا برادرش باشد یا همسایش، خلاف خلاف است و باید انسان در مقابل خلاف بایستد و اگر بخواهد مسائل روابط را بر ضوابط حاکم کند روزی‌