
صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
موضوع: توجه به خود وتلاش برای از بین بردن نفسانیات 1 – انسان بايد عيوب خويش را بررسي كرده و در صدد رفع آنها بر آيد و از انتقاد ديگران متأثّر و ناراحت نشود. 2 – صداقت و تواضع مرحوم علامه طهراني در كلام استاد طهراني. 3– مانع شدن شيطان از عذرخواهي انسان نسبت به كسي كه به او بدي كرده است. 4 – حكايت فتواي فقيهي که انجام عملي را حرام ميدانست لكن در ارتباط با خانواده خودش آنرا تجويز كرد. 5 – بيان ميزان و معياري كه انسان ميتواند اعمال و قضاوتهاي خود را بر اساس آن صحيح انجام دهد. 6 – لزوم انقياد و اطاعت افراد از اوامر و دستورات وليّ الهي براي رسيدن به رشد و كمال.
صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
توضیحات:
موضوع: توجه به خود وتلاش برای از بین بردن نفسانیات 1 – انسان بايد عيوب خويش را بررسي كرده و در صدد رفع آنها بر آيد و از انتقاد ديگران متأثّر و ناراحت نشود. 2 – صداقت و تواضع مرحوم علامه طهراني در كلام استاد طهراني. 3– مانع شدن شيطان از عذرخواهي انسان نسبت به كسي كه به او بدي كرده است. 4 – حكايت فتواي فقيهي که انجام عملي را حرام ميدانست لكن در ارتباط با خانواده خودش آنرا تجويز كرد. 5 – بيان ميزان و معياري كه انسان ميتواند اعمال و قضاوتهاي خود را بر اساس آن صحيح انجام دهد. 6 – لزوم انقياد و اطاعت افراد از اوامر و دستورات وليّ الهي براي رسيدن به رشد و كمال.
صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
10خب آمدند پیش ما و قرار شد که ما قرنیه ایشان را عوض کنیم، من به ایشان گفتم برای شما حرام است و گفت نه! این مرتبه را بکن دیگر نکن التفات کردید، عین عبارت این دفعه را بکن دیگر نکن، گفت این چیست قضیه؟ گفت جناب آقا اگر حرام است هم برای پسر شما حرام است هم برای غیر [حرام] است اگر هم که حرام نیست که نیست، این دفعه را بکن یعنی چه؟ این چه حسابی است درست شد، همین مسائل را نخندیم همین مسائل برای ما هم هست هیچ تفاوت نمیکند، من گوینده و متکلم هم یک دقیقه غفلت کنم شیطان بر من مستولی میشود شیطان، لذا بهترین راه این است که انسان همیشه قبل از این که مواجه بشود با مطالب، قبلا فکر کند این را به آن میگویند مراقبه، قبل از این که انسان برخورد کند با شخصی، قبل از این که انسان عملی را انجام بدهد، قبل از اینکه انسان نسبت به یک عملی اقدام بکند در تمام این موارد اول فکر کند که کدام حرف اگر خدا در این جا بود راضی بود که من بزنم.
فرض کند امام زمان علیه السلام در کنار او نشسته خیلی عجیب است ها! این که خدمت شما عرض میکنم مطالبی است که من از بزرگان شنیدم فرض کند امام زمان نشسته و دارد به این نگاه میکند نه این که فرض کند، این واقعیت است امام زمان فرضی نیست، الان امام زمان در این جا نشسته فرض در این جا نشسته، پیش شما نشسته در وسط نشسته، امام زمان از ما جدا نمیشود امام زمان از ما به ما نزدیکتر است، امام زمان احاطهاش از خود ما به ما بیشتر است اینها شوخی نیست اینها واقعیات است، برای این مسئله حکایات عدیدهای است ادلهایست عقلی و نقلی، که ولایت از خود ما به ما نزدیکتر است، حالا ما اینطور نمیگوییم ما میگوییم اصلا فرض کنیم فرض میکنیم امام زمان علیه السلام در کنار ما نشسته دارد به طرز صحبت ما نگاه میکند، خیلی آدم دست و پایش را جمع میکند، خیلی آدم مواظب است چه قسم برخورد کند چه نحوه صحبت کند، دیگر آنطور همینطوری تند صحبت نمیکند تا آخر، شمرده شمرده حرف میزند کیفیت برخورد او، اگر برگردد از امام زمان بپرسد خوب گفتم حضرت بگوید احسنت خوب حرف زدی، اگر برگردد به حضرت بگوید این کاری که الان انجام دادم درست بوده بگویند بارک اللَه تأییدش کنند، به حسب آن چه که میفهمیم به آن مقدار که میفهمیم بیشتر نه! از آن بیشتر از ما هم نمیخواهد به مقدار فهممان به مقدار ... درست شد، این این را به آن میگویند مراقبه، مراقبه این است که پیغمبر اکرم به ابیذر فرمودند یا اباذر! اعْبُدِ اللَه کأَنَّک تَرَاهُ، فَإِنْ کنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاک1، جوری با خدا برخورد کن، جوری کارهایت را انجام بده کأن داری خدا را میبینی یعنی واقعا خدا در قبال تو است و داری میبینی، خدا را میبینی و بعد با مردم صحبت میکنیاگر این حالت را نداری حداقل این است که تصور کنی خدا تو را میبیند، اگر وجود خدا را احساس نمیکنی و آن قوت را نداری که وجود او را احساس کنی این مقدار را که میتوانی احساس کنی که او تو را میبیند، آن تو را دارد مشاهده میکند، همین مطلب را ما نسبت به امام زمان، الان امام زمان علیه السلام حضور دارد و صحبتهای ما را دارد میشنود و توجهات شما را دارد احساس میکند درست شد، همین حرفی را که من الان میزنم همین الان ما همین حرف را به محک میگذاریم همین درست شد! همین مطلبی را که من چند دقیقه قبل راجع به یکی از دوستانمان نقل کردم خب اگر از شما سوال بشود یک ذهنیتی در شما پیدا میشود، پیدا نشده؟
- مرحوم مجلسى نيز اين حديث را به نقل از كتاب مكارم الاخلاق درجلد ٧٤ بحار الانوار
