
صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
موضوع: توجه به خود وتلاش برای از بین بردن نفسانیات 1 – انسان بايد عيوب خويش را بررسي كرده و در صدد رفع آنها بر آيد و از انتقاد ديگران متأثّر و ناراحت نشود. 2 – صداقت و تواضع مرحوم علامه طهراني در كلام استاد طهراني. 3– مانع شدن شيطان از عذرخواهي انسان نسبت به كسي كه به او بدي كرده است. 4 – حكايت فتواي فقيهي که انجام عملي را حرام ميدانست لكن در ارتباط با خانواده خودش آنرا تجويز كرد. 5 – بيان ميزان و معياري كه انسان ميتواند اعمال و قضاوتهاي خود را بر اساس آن صحيح انجام دهد. 6 – لزوم انقياد و اطاعت افراد از اوامر و دستورات وليّ الهي براي رسيدن به رشد و كمال.
صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
4راه خدا راه حق است، آدم که نمیتواند یک راهی را، راه حق را با دروغ برود، میشود یک همچنین چیزی فرض کنید که انسان مریض شود و انسان برود پیش طبیب و طبیب یک دارویی بدهد و بعد انسان بیاید و داروی خلافش را بگیرد و بخورد، این چه میشود؟ از بین میرود این دارو داروی خلاف است، الان برای این مرض این دارو مفید است و نباید بین این دو خلط بشود، روی این حساب است که همیشه بزرگان فرمودند که سالک باید مسئله صدق را بین خود و بین خدا باید همیشه نگه دارد و هر روز با خودش حدیث نفس کند، حدیث نفس یعنی چه؟ حدیث نفس یعنی بنشیند راجع به وضعیت خودش بنشیند و فکر کند، چه اشکال دارد که انسان بین صبح تا شب، هزار تا کار انجام میدهد این کارهایی که انجام میدهد خیلی کارهای غیرمفید است، بیاید نیم ساعت از این، یک ربع حتی از این اوقاتش را تنها بین خود و بین خدا بنشیند و فکر کند که کاری من الان دارم انجام میدهم کار صحیح است یا صحیح نیست، خودش را جای دیگری بگذارد، خودش را جای دیگری بگذارد و راجع به آن دیگری به قضاوت بنشیند، این عمل را که ما انجام بدهیم میتوان گفت که کم کم خود را به عالم واقعیت و به عالم حقایق نزدیک کردیم، وضعیت خودش را ملاحظه کند خصوصایت خودش را ملاحظه بکند، کارهایی که با دیگران انجام میدهد کارهایی که دیگران با او انجام میدهند، همان اشکالی که این دارد از دیگران میگیرد تصور کند که الان دیگران هم دارند این اشکال را از او میگیرند، اینطور تصور نکند که فقط خودش قاضی است و حکم میکند و دعوای قانون میکند و بعد هم حکم را صادر میکند نه!
من یک روز به یکی از دوستان گفتم، گفتم شما در کار من اشکالی نمیبینید گفت آقا اختیار دارید این حرفها چیست شکست نفسی میفرمایید، گفتم باباجان اگر جواب ما را درست میدهی بده اگر نمیدهی من بروم سراغ یک نفر دیگر، من جدی میخواهم، آیا شما ایرادی در کار من میبینید بگو که من برطرف کنم شکست نفسی هم نمیکنم، تواضع هم نمیکنم میخواهم ایرادم برطرف بشود التفات کردید، کسی که به دنبال این است که ایرادش برطرف بشود این شخص موفق است، نه این که اگر یک ایراد از او گرفتند رنگش قرمز بشود و پرخاش کند، پس کی میخواهیم ایرادمان برطرف شود و ممکن است بعضی از مسائل را خودمان نفهمیم و بعضی مطالب را دیگران بهتر بدانند چون آنها خارج از حیطه هستند و از یک دید دیگری نسبت به مطالب نگاه میکنند و چه اشکال دارد، بعد آن شخص گفت خب حالا که این طور گفتی پس یک مسائلی به نظر من میرسد، ولی اجازه بدهید این مطالب را من بنویسم چون خجالت میکشم، گفتم خیلی خب بنویس، آمد ایشان برای ما تقریبا حدود سه صفحه نامه نوشت از آن نامه بزرگ، شما در آن جا این کار را انجام دادید به نظر من اشتباه بود، در آن جا این تندی را کردید به نظر من خطا بود، در این جا این مسئله را مطرح کردید به نظر من اشکال داشت، در اینجا اگر این برخورد میشد به نظر من خوب بود، خب نظرات خودش را گفت و من هیچ کدام از اینها را قبول نکردم چرا؟ به جهت این که در عالم خودم، عمل صحیحی انجام داده بودم، این دلیل نمیشود حالا کسی که ایراد انسان را بگیرد انسان قبول بکند، نه! انسان متوجه بشود که ایراد است، انسان متوجه بشود ایراد است باید قبول کند، ولی من برای هر کدام از این کارهایی که انجام دادم دلیل داشتم، بعد آنشخص را من دوباره ملاقات کردم، گفتم شما مطالب که نوشتی من خواندم، غیر از این چیزهایی که نوشتی مطلب دیگری به نظرتان نرسیده، گفت نه! گفتم خب برای این که با لاخره مسئله روشن بشود آن به این دلیل بود، این به این دلیل و این دلیل و خود او قانع شد، خب انسان متوجه میشود نظر افراد را نسبت به خودش ارزیابی میکند، یعنی افراد نسبت به انسان چه نظری دارند چه مسئلهای دارند.
