اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت رکن مسیر سیر و سلوک

0

موضوع: توجه به خود وتلاش برای از بین بردن نفسانیات 1 – انسان بايد عيوب خويش را بررسي كرده و در صدد رفع آنها بر آيد و از انتقاد ديگران متأثّر و ناراحت نشود. 2 – صداقت و تواضع مرحوم علامه طهراني در كلام استاد طهراني. 3– مانع شدن شيطان از عذرخواهي انسان نسبت به كسي كه به او بدي كرده است. 4 – حكايت فتواي فقيهي که انجام عملي را حرام مي‌دانست لكن در ارتباط با خانواده خودش آنرا تجويز كرد. 5 – بيان ميزان و معياري كه انسان مي‌تواند اعمال و قضاوت‌هاي خود را بر اساس آن صحيح انجام دهد. 6 – لزوم انقياد و اطاعت افراد از اوامر و دستورات وليّ الهي براي رسيدن به رشد و كمال.

صداقت رکن مسیر سیر و سلوک

7
  • راه خدا راه صدق است یعنی انسان باید دائما کارهایش را به محاسبه بکشاند، حرفهایی که زده به محاسبه بکشاند، این حرفی که الان به فلان کس زدم خواستم جوابش را بدهم یا خواستم برای رضای خدا باشد، حالا بالاخره حرف را زدی بنشین، تا می‌خواهد بیاید برای رضای بگوید برای نفس بوده شیطان می‌آید جلو و یواش می‌گوید نه! نگو برای نفس است این حرفها چیست؟ اگر بگویی بعد باید خجالت بکشی، بعد باید از او عذرخواهی کنی زشت است، ببینید! برای تو زشت است که بلند شوی فرض کنید که حالا بروی خجالت بکشی، حالا بلند شوی بیای این را فرض کیند که بیای بگویی، این را چه‌کار می‌کند نفس می‌آید، از آن‌طرف نفس لوامه می‌آید ملامت می‌کند، دیدی این حرف را به او زدی ناراحت شد خب عیب ندارد تصفیه حساب کردی ولی با لاخره ناراحت شد، بعد یکدفعه شیطان همین که نفس می‌خواهد بکشاند انسان را که بیافتد در این خط که بلند شود برود سراغش و بگوید معذرت می‌خواهم ببخشید، هر کاری کردم از سر نادانی بوده، یکدفعه نفس می‌آید جلو می‌گوید نه! نه! خودت را کوچک می‌کنی، جلوی او کوچک می‌کنی زشت است الان بلند می‌شود می‌رود می‌گوید فلانی آمده در خانه از من عذرخواهی کرده، وانگهی حقش است اصلا باید من می‌گفتم و اصلا باید ... می‌آید شیطان هم این وسط، این جا جنگ بین این دو جریان درمی‌گیرد.

  • من اینها را که خدمتتان عرض می‌کنم بعد از فوت مرحوم آقا همه را تجربه کردم که دارم خدمتتان می‌گویم، من با مسائلی درگیر بودم که در آن مسائل یا می‌بایست این راه انتخاب می‌شد یا این که می‌بایست عذرخواهی می‌شد و عذرخواهی نشد، در حالی که مثل دو دو تاچهار تا روشن شد قضیه که چه بوده، چرا عذرخواهی نشد؟ چون اگر قرار باشد عذرخواهی بشود می‌گفت آقا پس با این حرفها چطور جور در می‌آید خیلی عجیب است ها! این حال مثل سدّسکندر می‌آید جلو را می‌گیرد، خدا را در یک کنار می‌اندازد و شیطان می‌آید در این طرف سدّ می‌ایستد و می‌خندد و می‌گوید خدا را پشت سد قرار دادم نمی‌توانی به او برسی، آقا خب برو عذرخواهی کن، آقاجان! ایها الناس! ای مردم در این قضیه حق با مثلا فرض کنید که فلان شخص است در این مسئله بنده عذرخواهی می‌کنم این‌طور می‌گویم و قضیه این‌طور نبوده، خب وقتی که انسان عذرخواهی کرد آن موقع نشاط روحی را احساس می‌کند، عذرخواهی نکرد کدورت می‌آید، کدورت می‌آید و انسان در خودش می‌گیرد و یک احساس ضیق می‌کند، آن ضیق شیطان است آن ضیق همان سدّ است همان دیوار است، آن دیوار یعنی انسان خودش را کنار می‌اندازد و از خود فاصله می‌گیرد و از آن صفایی که خدا در خودش قرار داده می‌آید فاصله‌می‌گیرد، از آن انسانیت فاصله می‌گیرد از آن صدق فاصله می‌گیرد، از آن حقیقت می‌آید فاصله می‌گیرد، لذا به هیچ چیزی در سیر و سلوک به اندازه صدق توصیه نشده، که انسان صادق باشد انسان صادق باشد.