مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
17برو خواب ببین این را که دیگر به او نمیگفتند، آقا آن وقت محکوم میشدند درست شد و همین قضیه هم راجع به کی اتفاق میافتد؟ راجع به آقای مطهری اتفاق میافتد، آقای مطهری که میآید پیش مرحوم آقا به آقا میگوید که چند جلسه ... میآید خدمت ایشان در همان احمدیه در صحبت های ایشان شرکت میکند علاقه مند میشود، خب آقای مطهری که شخص عادی نیست مرد عالمیاست مرد دانشمند است، آدم شناس است اهلش را میشناسد میفهمد، از آقا ملاقات حضوری میگیرد آقا میگویند بفرمایید در پشت بام اتاقی است هر مقدار که میخواهید بروید با آقای حداد صحبت کنید، چرا؟ چون خیالش راحت است آقا میداند که آقای مطهری را پیش چه شخصی دارد میفرستد، آرام است به اندازه سر سوزنی، آیا در وقتی که آقای مطهری دارد میرود پیش آقای حداد آیا در ذهن آقا خلجان میکند خدا نکند یک وقتی فرض کنید که این آقای حداد بماند آن وقت چهکار کنیم چهکار کنیم.
مأمون آمد تمام علما را دعوت کرد علمای نصارا، علمای یهود از اطراف و اکناف همه را دعوت کرد و امام رضا علیه السلام در آن وقتی که در بلخ بودند حضرت را هم گفت بیاید برای این که با اینها صحبت کنند والبته به ظاهر آنها را دعوت کرد که بیایند ازعلوم امام رضا علیه السلام استفاده کنند و از آنطرف به خاطر این بالاخره نمیدانست حالا حضرت چطوری و این حرفها، در یکی از این سوالات بماند خب بالاخره دیگر آبرویش جلوی همه میرود و همه جا میگوییم این امامیکه شما میگویید در جواب فلان عالم ماند، در جواب ریاضی فلان عالم ماند، در جواب شیمی فلان عالم ماند، در جواب فرض کنید که فقه ماند، در جواب تاریخ ماند ماند دیگر هیچی ماند دیگر، بفرمایید این عالمتان این که میگویید که اینها علومشان از پیغمبر و پیغمبر هم از جبرائیل دارد، شما که این حرفها را میزنید بیایید تماشا کنید، همه را دعوت کرد و آن شخص که واسطه بود که آمد به امام رضا اطلاع بدهد که همه علما الان جمع هستند تشریف بیاورید، آمد خدمت حضرت ولی مضطرب بود از شیعیان بود خب ایمانش به آن حد نرسیده بود دیگر، نسبت به امامت آن معرفت کافی را که نداشت حضرت نگاه به او کرد گفت هان چیست؟ چیست خلجان میکند در دلت چیزی هست ترس داری؟ گفت یابن رسول اللَه نمیدانید چقدر جمع کرده همه علما، حضرت گفت بلند شو بیا برویم انشاءاللَه، حالا من دارم به این صورت بیان میکنم، بیا برویم انشاءاللَه به فضل خدا به امید خدا، بلند شدند آمدند، شروع کردند نصارا از انجیل گفتند حضرت تمام انجیل را برای ایشان گفت، شروع کردند یهود از تورات گفتن حضرت تورات را برای ایشان خواند، آن شروع کرد از داوود و زبور حضرت زبور داوود را خواند، آن شروع کرد ...، ماندند همه دیدند ا این دارد از ما بهتر تورات را میگوید، از ما بهتر دارد انجیل را میگوید از ما بهتر دارد

