مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
23چه بسا در فکر و ذهن خودمان هم ممکن است خود را در قضاوتها محق بدانیم، ولی یک قدری اگر بیشتر لطف داشته باشیم و کم لطفی نکنیم میبینم نه مسئله بر محوریت خود نفس است، تمام اینها یا اغلب اینها در ظرف محوریت نفس قرار دارد و اگر نفس به سمتی تمایل داشته باشد مسائل و قضایا بر همان سمت توجیه میشود و اگر از آن سمت به سمت دیگر تمایل کند شما میبینید تمام قضاوتها ١٨٠ درجه تغییر پیدا میکند و این نیست مگر به خاطر این که نفس قوا را و آن دادههای الهی را در اختیار خودش میگیرد، در راستای محوریت خود در راستای منافع خود و در راستای وجود خود آنها را در اختیار میگیرد.
مرحوم آقا این قضیه را ایشان بارها میفرمودند اغلب افراد نمیگفتند تمام که یک وقتی حالا شاید یک کسی هم این وسط ...، میگفتند اغلب افرادی که راجع به مسئله قضا و حکومت و اینها کتاب نوشتند افرادی بودند که دستشان در کار بوده و اغلب افرادی که بر ضد قضا و حکومت و تصدی روحانی نسبت به مسائل قضا کتاب نوشتند افرادی بودند که کنار زده شده بودند اغلب افراد، بعد یک قضیه نقل میکردند خیلی جالب خیال میکنم این قضیه را هم گفته باشم نمیدانم ظاهرا گفتم حالا در قزوین در همین شاهزاده حسین قزوین یک قبری هست به نام قبر شهید ثالث آخوند ملا محمد تقی ببکانی در همین شاهزاده حسین قزوین، ایشان در همان زمان فتنه بابیت در زمان ناصرالدین شاه به توسط همین بابی ها و بهائی ها کشته میشوند بله و ظاهرا عموی همین قری العین معروفی است که در زمان بابیت و بهائیت و اینها ظهور کرد و توسط عیادی همان هم کشته میشود در همین نماز صبح که رفته بوده برای مسجد در آنجا میریزند و خلاصه او را در همان جا از بین میبرند، در قزوین یک شخصی بود روزهای جمعه نماز جمعه میخوانده یکی از آقایان بود از علما بود و این همین آخوند ملا محمدتقی برکانی به شدت بر علیه نماز جمعه در آنجا صحبت میکردن و تبلیغ که نماز جمعه مال زمان رسول خدا است الان در این زمان خواندش جایز نیست و کذا و کذا و خیلی هم صحبت میکرده و خیلی مخالف بوده، در همان مسجد بزرگ مسجد جامع ایشان میخواند برای ایشان یک کاری پیش میآید یک هفته میآید تهران همان امام جمعه، ایشان در همان یک هفته میرود به جای او شروع میکند به نماز جمعه خواندن وقتی که این از تهران برمیگردد میبیند ملامحمد تقی نماز جمعه شروع کرده و بعد هم دیگر نماز جمعه را به دستش گرفت، گفت من تعجب میکنم یک حکم شرعی با یک رفتن تهران و برگشتن ١٨٠ درجه عوض شد التفات میکنید، این یک نمونه است ما اگر بخواهیم دقت کنیم میبینیم در این مسئله نه علم دخالت دارد نه عرض کنم حضورتان که نماز دخالت دارد، نه عبادت انسان در این قضیه دخالت دارد نه پیری و جوانی و سیادت و غیر سیادت و هیچ کدام اینها، آنچه که در

