اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

14064
نسخه عربی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

25
  •  این مسئله دخالت دارد فقط نفس است نفس است و نفس، نفس می‌آید و تمام موقعیت‌ها را می‌خواهد برای خودش در انحصار دربیاورد، نمی‌تواند ببیند مردم در یک مسجد اجتماع کردند، این آقا عالم است این هم عالم است مردم می‌روند پشت سر این نمی‌تواند ببیند، خب شمشیر دست بگیرد قمه دست بگیرد بیاید در صف جماعت بزند نه! این شمشیر و این قمه زبان او است، خداوند این زبان را به او داده که در حق بکار ببرد می‌آید این زبان را به عنوان شمشیر وبه عنوان قمه بر علیه یک مسئله‌ای که با منافع او در تعارض است به کار می‌گیرد و وقتی آن مسئله به نفع او برمی‌گردد این زبان و شمشیر در نیام می‌رود و دیگر دهان بسته می‌شود دیگر تمام شد.

  •  در زمان پیغمبر اکرم در هر قضیه‌ای که پیغمبر می‌خواست انجام بدهد این منافقین جلسه تشکیل می‌دادند، پیغمبر یک حکم می‌کرد منافقین شروع می‌کردند و می‌رفتند صحبت می‌کردند، توطئه می‌کردند، حرف می‌زدند شایعه پخش می‌کردند، پیغمبر می‌دید یک حکم می‌خواهد انجام بدهد در دل مردم شک پیدا شده شبهه پیدا شده، حالا برویم نرویم آن یکی می‌گفت فلان آن یکی می‌گفت مزرعه من آب ندارد، آن یکی می‌گفت زنم حامله است آن یکی می‌گفت نمی‌دانم شترم چه شده، این حرف‌ها و اینها هی درمی‌آمد این هم که همیشه هست بالاخره همیشه یک عده زنهایشان حامله هستند یک عده فرض کنید که شترهایشان فرض کنید که نیاز به کاه و علف دارند، یک عده مزارع‌شان نیاز به آب و مراقبت دارند یک عده نمی‌دانم این در تمام مسائل چطور شد وقتی در زمان پیغمبر هر حرفی که پیغمبر می‌خواست بزند هر کاری که می‌خواست پیغمبر بکند یکدفعه زنها حامله می‌شدند، نمی‌دانم مزارع این‌طور آن‌طور می‌شد، همین که حکومت به ابوبکر رسید دیگر همه از حمل افتادند دیگر هیچ اسمی‌نبود، دیگر هیچ توطئه‌ای نبود هیچ جلسه‌ای نبود این چه قضیه‌ای هست؟ این چیست؟ این زبان را که خدا داده این زبان برای این است که تو این زبان را در راه حق به کار بگیری، این جلسات را می‌گذاشتنتد صحبت می‌کردند با هم این‌طور می‌کردند فلان می‌کردند، ایراد بگیریم از کلام پیغمبر ایراد بگیریم، این را بگیریم، ایراد را بزرگ می‌کردند، می‌رفتند آن‌طرف پخش می‌کردند آن‌طرف پخش می‌کردند آره شنیدی چه‌کار کرده علی چه‌کار کرده! آن چه‌کار کرده درست شد، نق می‌زدند پیغمبر را اذیت می‌کردند خلق پیغمبر را تنگ می‌کردند، کار را مشکل می‌کردند، همین که این حکومت رسید به ابوبکر تمام شد، تمام جلسات دیگر تمام شد تمام نق زدنها دیگر تمام شد همه دیگر صف اول، آن موقع می‌گفت یا علی بزم در بیرون مدینه است می‌خواهم بروم به بزم برسم، به گوسفندانم برسم حالا صف اول پشت سر ابوبکر می‌ایستد، بزت را چکار کردی؟ در مسجد آوردی یا سرجایش است، این مسئله همیشه هست نه تنها در زمان پیغمبر در زمان قبل از پیغمبر هم بوده، در زمان بعدش بوده قبلش هم‌