
مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
موضوع:لزوم حرکت در مسیر سیروسلوک براساس علم ویقین 1 – انسان بر اساس ادله عقلي بايد نسبت به راه و مسير خود یقین داشته باشد. 2 – سخن نادرست برخي از افراد در انكار عمر حضرت نوح عليه السلام. 3 پيامبران و ائمه عليهم السلام بر اساس برهان و دليل مطالب خود را بيان ميكردند و مردم هم بر اساس عقل و فطرت خود مطالب را ميپذيرفتند. 4 انتخاب ابوبكر به جانشيني پيغمبر مطلبي است خلاف عقل و فطرت. 5 حكايت فردي از اهالي رشت كه خود را در هر آينه ميديد آينه را ميشكست و ميگفت چه آينه زشتي. 6 –پيشنهاد امتحان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه به آية اللَه سيد ابراهيم كرمانشاهي از جانب علامه طهراني رضوان اللَه عليه. 7– امتحان امام رضا عليه السلام توسط مامون در مناظره حضرت با علماي طراز اول يهودي و نصراني و... 8 – سؤالات و پرسشهاي مرحوم مطهري از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و پاسخهاي ايشان منجر به سرسپردگي او به حضرت حداد شد.
مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال
5خداوند این حقیقت را در وجود شما قرار داده تا به واسطه این حقیقت و واقعیت شما آن نفس غیر متکامل خود را به کمال برسانید، حالا اگر این واقعیت نباشد یعنی همین یک جمله را در نظر بگیرید و بعد سایر مسائل فطری را بر همین قیاس کنید، اگر حالا جای این دو قضیه عوض شود یعنی فطرت انسان ...، خداوند فطرت انسان را جوری خلق میکرد که از دورغ خوشش میآمد و دروغ را صحیح میپنداشت و ارزشمند و از کلام راست بدش میآمد، حالا اگر جاها را عوض میکرد ...، دیروز من در بحث ولایت عرض کردم که اگر پیغمبر به جای هم مگر سنیها نمیگویند بعد از پیغمبر ابوبکر است میگویند ابوبکر است، ابوبکر را هم ما انتخاب کردیم بسیار خب، حالا ما میآییم به اهل تسنن این را میگوییم، میگوییم اگر پیغمبر درغدیر خم به جای خودش این حرفهایی را که راجع به امیرالمؤمنین زده بالاخره زده دیگر در کتب شما هم همه است در کتاب فرض کنید که بلاذری این مسائل هست، در کتابهای سبطبنجوزی این مسائل هست، در کتابهای سیوطی این هست، ابن ابی الحدید از این مسائل در کتبش مشهون است، همین علمای خودتان درست شد.
این همه پیغمبر آمد راجع به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت علی اقضکم امیرالمؤمنین از نظر قضاوت از همه شما فزونی دارد، علی اعلمکم بر همه شما از نظر علم فزونی دارد هر سوالی را که من پاسخ بگویم علی پاسخگوی آن سوال است، این را در کتب خود شما نوشته است، انا مدینه العلم و علی بابها این هست، علی اتقاکم تقوای همه شما را جمع کنند به پای تقوای علی نمیرسید، اینها مسائلیاست که پیغمبر ...، حالا چه برسد به آن مطالب دیگری که اصلا گاهی اوقات انسان، نه این که باید شک کند! اصلا نباید شک کند! گاهی اوقات انسان شک میکند، مثلا راجع به آن روایتی که در جنگ خیبر پیغمبر راجع به امیرالمؤمنین فرمود لولا مخافی این یقول فیک یا علی ما قاله النصاری فی عیسی بن مریم لقد کنت مقارا لا تمرّ علی احد علی عرض حتی علی احد حتی یأخذ التراث من تحت قدمیک لَوْلَا انْ تَقُولَ فِیک طَائِفَةٌ مِنْ امَّتِی ما قَالَتِ النَّصَارَی فِی الْمَسِیحِ ابْنِ مَرْیمَ، لَقُلْتُ فِیک الْیوْمَ مَقَالًا لَا تَمُرُّبِمَلٍا إلَّا اخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمِک، اگر ترس این را نداشتم که راجع به تو همان را بگویم که نصارا راجع به عیسی بن مریم گفتند من راجع به تو مطلبی را میگفتم که بر هیچ قومی، لاتمرّ علی قوم بر هیچی قومیعبور نمیکردی الا این که خاک پایت را برای توتیای چشمشان برمیداشتند، بله یعنی چه؟ خب من نمیتوانم الان مطرح کنم مشکل است، ولی خب پیغمبر اشاره کردند یعنی نصارا به عیسیبنمریم گفتند خدا است دیگر، پیغمبرمیخواهد بفرماید یا علی تو در مرتبه ای هست مرتبهای از فنا هستی که اصلا دیگر شمهای از وجود بشری در تو باقی نمانده، ولی این حقیقت برای مردم قابل گفتن نیست، اگر من بخواهم بگویم یک عده علی اللَهی میشوند، این غلات از کجا آمدند؟ اینها را پیغمبر نگفت این افراد درآمدند وای که اگر پیغمبر میگفت، حالا این مطالبی را که راجع به امیرالمؤمنین، پیغمبر این مطالب را گفته، اگر این مطالب را راجع به ابوبکر میگفت پیغمبر، و روز غدیر خم هم ابوبکر را به جای خود نصب میکرد، الان شمای اهل تسنن ...، ما که قبول نمیکردیم از پیغمبر خیلی بی رودربایستی و جهتش را هم میگویم پیغمبر کار غیر عقلایی نمیکند، شمای اهل تسنن که تمام افتخارتان به این است که ابوبکر با یک تشکیلات دموکراسی الان به خلافت رسیده جلوی دنیا چه آبرو داشتید آبرو داشتید؟ ابوبکری که از جواب یک یهودی عاجز بماند.
