اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی

14001

اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی

25
  •  این‌طرف است، گفتند ها! مگر حق جان من کشیدنی است، خب این‌طرف این است این‌طرف آن است، دقیقا شما نگاه کنید بلا نسبت بلانسبت بلا نسبت من جسارت نمی‌خواهم بکنم، ولی مبنا را ببینید در جنگ چیز ببیند عایشه زوجه رسول خدا الان در این‌طرف است، طلحه و زبیر با این ریشهای دراز و عمامه کذا اینها الان این‌طرف هستند فلان هستد، خب علی داماد پیغمبر است وحالا دیگر داماد است، خب ممکن است هر کسی هم داماد باشد دیگر معلوم نیست به کسی داماد، ولی خب زن رسول خدا الان آمده چیز شده، گول می‌خوردند اتفاقا گول هم می‌خوردند، بیچاره‌ها! خب این منطق می‌شود چه می‌شود منطق تصور، تخیل توهم، توهم، لذا بعد از گذشت سالها یک مرتبه می‌بینیم تعبیرات عوض شد، افرادی که ظلمانی بودند اینها نورانی شدند عجب! چه شد؟ اینها که ظلمانی بودند چه شد قضیه؟ افرادی که اینها جهنمی بودند، نه! اینها راه‌شان درست است عجبا! پس کو آن خوابها؟ آن مکاشفه‌ها؟ التفات می‌کنید، اینجا است که انسان باید از حواجث و از حظائض و از فراز و نشیبها نهراسد.

  •  امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: یا أَیهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ، به خاطر کمی‌افراد یک وقت شک پیدا نکنید، یک وقتی گمان شما را نگیرد که الان فرض کنید که افراد در اینجا کم هستند آنها زیاد هستند، در آن جلسه قبل بود یا نمی‌دانم عرض کردم که یکی از رفقا برای من گفت، رفقای مرحوم آقا در زمان سابق، زمان شاه در قضیه انقلاب خب ما دستور نداشتیم که در تظاهرات شرکت کنیم، از مرحوم آقا دستور نداشتیم و در تظاهرات هم شرکت نمی‌کردیم، ما در یک تظاهرات قبل از انقلاب شرکت نکردیم، ولی وقتی که انقلاب شد خب چرا، ما در تظاهرات به دستور ایشان می‌رفتیم، در مسائل شرکت می‌کردیم در رفراندوم شرکت می‌کردیم، در رأی گیری و اینها و من خودم مسئول یک قسمت رأی گیری بودم در انتخابات ظاهرا مجلس خبرگان، خود مرحوم آقا به اصطلاح در همان مسجد بودند خب دیگر حالا که دیگر قرار بر این است، که انقلاب شده و کمک به اسلام کرد و اینها خب ما هم در آن حدی که توانمنان بود انجام می‌دادیم، در تظاهرات شرکت می‌کردیم در نمازجمعه شرکت می‌کردیم، ولی قبل از انقلاب نخیر! ما شرکت نکردیم و از ایشان هم دستور نداشتیم، یکی از رفقا می‌گوید من همان روزی که آن جریان میدان ژاله که بعد به میدان شهدا تغییر اسم پیدا کرد پیش آمد، می‌گفت من نشسته بودم در منزل، دیدم سیل جمعیت از میدان بروجردی می‌رود به طرف همان خیابان پیروزی و اینها دارد حرکت می‌کند و مردم دارند شعار می‌دهند چه می‌دهند، می‌گفت من با خودم گفتم عجب این مردم دارند برای اسلام می‌روند، آن وقت تو در خانه‌ات گرفتی نشستی داری نگاه می‌کنی، از یک طرف دیدم خب آقا به ما دستور ندادند، از یک طرف ما با این سیل خروشان مردم که دارند خودشان را به سمت قتل‌گاه دارند حرکت می‌دهند، با تمام آن تشویشها و با