اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی

14001
نسخه عربی

اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی

11
  •  از حقت، این قدر اینها بی‌شعور و نفهم که خیال می‌کنند که امیرالمؤمنین برای متاع دنیا دارد می‌آید، آن امیرالمؤمنین که به ابن عباس می‌گوید این حکومت و سرلشگری و سرداری و خلافت به اندازه کفشی که می‌بینی من دارم وصله می‌کنم برای من ارزش ندارد یا دروغ می‌گوید یا راست می‌گوید، خب دروغ که نمی‌گوید پس راست می‌گوید، این علی بلند شود برای چی برد در خانه مهاجر رو انصار و بگوید شما که حق را دیدید، شما که نصب خلافت مرا دیدید، چرا شما نیامدید؟ برای چه علی این حرف را می‌زند، برای بدبختی خود این بدبختها این حرف را می‌زند و الا آن علی علی است که چه در حکومت بنشیند علی است یا در خانه بنشیند علی است فرق نمی‌کند، آن همیشه خدا با او است و در هر جا باشد، سر کوه باشد خدا با او است، در قعر دریا باشد خدا با او است و کسی که خدا با او است اصلا تهوع می‌گیرد که اصلا به غیر خدا فکر کند، تهوع پیدا می‌کند شاید این قضیه برای خیلی‌ها پیش آمده باشد از رفقا و دوستان و یا پیش بیاید و بدانند، واقعا انسان در بعضی از حالات اصلا تهوع، یعنی حالت تهوع پیدا می‌کند، اگر بخواهد یک مقداری اصلا با کسی حرف بزند.

  •  برای من نقل می‌کردند بعضی از این دوستان، وقتی حالت‌شان یک‌خورده تلطیف روحی پیدا کرده بودند در بعضی می‌گفتند اصلا وقتی ما از منزل می‌آییم بیرون و برویم سر کوچه با بقالی یک سیر پنیر بخریم حال تهوع پیدا می‌کنیم حال تهوع پیدا می‌کنیم واقعا دیگر شوخی که نیست دوباره برمی‌گردد در منزل حال عادی، این مال چیست؟ حالا شما این را ضرب در هزار کنید، ضرب در میلیون کنید به امیرالمؤمنین نسبت بدهید، اصلا واقعا امیرالمومنین می‌گوید این حکومت از آب دهان یک بز، آب بینی یک بز برای من پست تر است ما این را بپذیریم ما این را قبول کنیم که امیرالمؤمنین راست می‌گوید، او دل به این خلافت نبسته، شما الان تعجب می‌کنی می‌بینی برای این خلافت و برای این حکومت چه بر سر هم می‌زنند، همین الان ما داریم می‌بینیم دیگر، واقعا اینها عاقلند، چه‌کار می‌کنند، یعنی اگر نه به شدت امیرالمؤمنین، همین قدر ما بی اعتنا بودیم به مسئله حکومت، حالا گیر آمد آمد نیامد نیامد، نمی‌خواهیم بگوییم حالت تهوع پیدا کنیم، نمی‌خواهیم بگوییم که فرض کنید که مثل آب بینی بز است او نه! آن مال امیرالمؤمنین است مال ما نیست، به قول خودش فرمود الا و انکم لاتقدرون علی ذلک، شما که به پای ما نمی‌رسید ولی تا حدودی خودتان را یک حرکت بدهید حالا که ... یک مقدرای حرکت بدهید درست شد، همین‌قدر بی‌اعتنا باشید، اگر همین قدر بی اعتنا باشید این دنیا می‌شود گلستان، نه آن‌جوری ها! بی اعتنا باشید حالا امروز گفتند آقا نخست وزیری، حالا گفتند که گفتند! فردا گفتند که آقا به جای شما کسی دیگر را گذاشتیم بسیار خب بفرمایید، دوباره پس فردا گفتند آقا ببخشید شما دوباره برگردید سرجایتان متشکریم، فرض کنید بعد گفتند نه آقا بهتر از شما گیر آمده، اگر این‌جور