اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی

0

موضوع: علم وعمل ورابطه میان آن دو 1 – در مكتب عرفان دو مسأله علم و فهم، و عمل همواره بايد با هم توأم باشند. 2 – محدودة خواست و تقاضاي افراد از ائمه اطهار عليه السلام بر محور امور اعتباري و رفع امراض و قرض‌ها و... ايشان مي‌باشد. 3 – حكايتي در ارتباط با عملكرد خانواده‌ي كه ميزبان پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم بودند و فرزند آنها به چاه مي‌افتد. 4 – شهادت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ به دست دو تن از همسرانش بوده است. 5 – سعادت انسانها به فراهم بودن همه امكانات و وسائل دنيوي و بهره‌مندي ايشان از آنها نمي‌باشد. 6 – همة انبياء و ائمه عليهم السلام و اولياء دچار ابتلائات و سختيهاي فراوان مي‌شدند. 7 – تفسير فرازي از دعاي كميل «و اشدد علي العزيمة جوانحي». 8 – تصحيح فكر و داشتن بينش عقلاني يكي از مهمترين مطالب براي سالك راه الهي مي‌باشد.

اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم‌

  •  

  • راجع به مسائل جلسات قبل اگر سوالی هست سوال کنند دوستان‌

  • تلمیذ: می‌بخشید این که ... اگر یک حرکتی می‌دیدند از افراد همان چیزی که پدرتان گفته بودند که خواب و بیداری ندارد این چیز فوق العاده تحت تأثیر قرار می‌گرفت چون بعضی از آنها هست که یک خواب آنها را بیرون می‌کند ولی هزار تا ادله و دلیل و برهان و اینها هیچ تحولی در آنها ایجاد نمی‌کند.

  • استاد: بله بسیار خب سوال بسیار خوبی است این سوال برای خیلی‌ها مطرح است خصوص بعداز زمان مرحوم آقا این قضیه خیلی مورد توجه قرار گرفته، ببینید بین مکتب عرفانی مرحوم آقا و اساتید ایشان و به طور کلی مکتب توحید و شناخت حضرت حق، که همان مکتب انبیاء و بخصوص روش و مرام پیغمبر اکرم و ائمه علیهم السلام است با سایر مکاتب که مدعی راهیابی و راهنمایی به سوی سعادت و تحصیل ملکات فاضله هستند در این است که در این مکتب دو مسئله علم و فهم و عمل و حرکت باید توأم باشد و بدون توجه به هر کدام از این دو مطلب مشکلاتی برای افراد پیش می‌آید و خطراتی ممکن است برای افراد پیدا بشود و همین‌طور یا رکود و سکون در راه، اما این که اگر شخصی عالم نباشد و از روی فهم و ادراک و یقین به مطلب نرسیده باشد و فقط از روی احساسات و بعضی از مشاهدات بدون تصور صحیح و تفکر صحیح از مطلب، این با اندکت تغییر و تبدلی برای او انحراف و اعوجاج پیدا می‌شود.

  • من این مسئله را یک روز در مشهد در حضور مرحوم آقا مطرح کردم در همان ظاهرا ایامی‌که ایشان دیگر بیرون نمی‌آمدند و فقط در روزهای نیمه شعبان و عید غدیر شرکت می‌کردند، در یکی از این دو مسئله بود راجع به شناخت واقعی انسان از پیامبران و اولیاء دین و تصحیح افکار، این موضوع را من در آنجا مطرح کردم که آنچه که ما به طور معمول و به طور عادی بر او عادت کردیم و اساس بینش خودمان را بر آن اساس قرار دادیم این است که همیشه توقع داریم از بزرگان و پیامبران و از ائمه که برای ما امور غیر عادی انجام بدهند، مثلا فرض کنید که همیشه توقع داریم مریض‌مان را شفا بدهند، همیشه توقع داریم که فرض کنید که مشکلات ما را برطرف کنند، توقع داریم موت را به تأخیر بیاندازند، توقع داریم سعادت دنیوی را به هر وسیله برای ما تحصیل کنند، توقع داریم مشکلات را برطرف کنند، توقع داریم اختلافات داخلی و خانوادگی را مرتفع کنند، توقع داریم بهترین را برای ما تحصیل کنند، این توقعاتی است که ساخته و پرداخته ذهن و فکر ما است، هیچ وقت تا بحال شده از آنها توقع داشته باشیم که هر وقت با آنها روبرو می‌شویم آنچه را که خدا می‌خواهد اجرا کنند، یک هم‌چنین چیزی خیال نمی‌کنم به ذهن کسی خطور کرده باشد و همین‌طور که آنچه که خود آنها هستند در ارتباط با تقدیر و مشیت الهی همین‌گونه با ما باشند و نسبت به تنزیل مشیت پروردگار و تقدیر مشیت الهی هیچ‌گونه سستی، کاستی، ناراحتی، قبض، نگرانی، تشویش و کدورت و تألمی بر قلب ما ننشیند و هر چه را که واقعا مشیت الهی است با کمال میل ما پذیرا باشیم و یادم است در آنجا این قضیه را مطرح کرند، که یک روز رسول خدا در مدینه مهمان یکی از انصار بودند، وقتی که پیامبر تشریف آوردند به منزل آن شخص انصاری، آن مرد در خانه نبود، عیال آن شخص آمد از پیغمبر پذیرایی کرد، در را باز کرد اکرام کرد احترام کرد، خیلی واقعا نهایت محبت را نسبت به پیغمبر نمود، در همین که پیغمبر رفته بود و نشسته بودند ظهر بود مشغول کار و برنامه منزل و غذا تهیه کردن و اینها بود یک مرتبه‌بچه این زن می‌افتد در چاه، یعنی پیغمبر در منزل نشسته بودند و بچه این زن می‌افتد در چاه و می‌میرد و فوت می‌کند، این زن می‌آید بالای چاه نگاه می‌کند بله! بچه افتاده و خلاصه همان جا ...، حالا یا می‌آورد بیرون یا می‌بیند کار تمام است و ابدا سر و صدایی، صدایی بلند کند، ناراحتی قضیه‌ای، یعنی خیلی این عجیب می‌آید و این فقط به زبان آسان می‌آید، الان وقتی که این قضیه را می‌گویم و فکر می‌کنم می‌بینیم که خیلی واقعا مشکل است.