اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
9فشاری زمینه را خالی نکند و زمینه را به حریف نسپارد، با تغییر و تبدلی مسئله را فراموش نکند و او را به دست نسیان و فراموشی نسپارد التفات کردید این مسئله است.
تصحیح در فکر مهمترین قضیهای است که یک سالک باید این مسئله را در نظر داشته باشد، تصحیح در فکر، آن وقت اگر قرار باشد بر این که انسان بر اساس مشاهدات بیاید و بنایی را پایه گذاری کند، بر اساس خواب بیاید یک مسئلهای را پایهگذاری کند، بر اساس مکاشفه که چون دیده فلان شخص بزرگ است پس این بزرگ است، چون دیده فلان کار انجام گرفته به دست او، پس کار تمام است درست شد، چون دیده و اگر اینطور است پس اگر یک روز بیاید خلافش را ببیند چه؟ اگر یک روز بیاید فرض کنید که مسئله دیگری را ببیند چه؟ اگر یک روز بیایید یک نکته دیگری را ببیند چه؟ من خودم شاهد بودم بعضی از افراد قبل از این که به مرحوم آقا برسند در نامههایی که برای ایشان مینوشتند چه عباراتی را در این نامه به کار میبردند، چه عباراتی را به کار میبردند و چه مسائلی را میگفتند، تمام وجود ما از شما پر شده و اشباع شده و غیر از شما در زندگی ماچیزی جای ندارد ذکر و فکر ما شما هستید فلان هستید چی هستید از بلاد بعیده وقتی که ...، اما همین که اینها میآیند و در تحت تربیت قرار میگیرند و دو تا امر و نهی به آنها میشد و یکخورده زندگی بالا و پایین میرود، همین آقا برمیگردد میگوید همه اینها دکان است التفات کردید، چرا؟ چون درست فکر نکرده، قضیه با خواب برای او بوده با مکاشفه برای او بوده خوابهایش را در نامه ها مینوشت برای حضرت آقا، اتفاقا خوابهای خیلی خوبی هم بود نه این که خوابهای چیز، ولی با خواب مسئله درست نمیشود، آنچه که مسئله را درست میکند فهم است و معرفت حقیقتی است، این افرادی که آمدند و بعد از رسول خدا امیرالمؤمنین را کنار گذاشتند مگر همینهایی نبودند که شق القمر را دیدند، مگر همینهایی نبودند که درخت به صدا درآوردن را دیدند، مگر همینهایی که نبودند که سنگ ریزه به شهادت درآمد، مشاهده کردند سوسمار به شهادت رسول خدا شهادت داد، اینها همه شنیدند، مگر اینها نبودند دیدند چرا؟ چرا پس اینها را فراموش کردند؟ چرا؟ به جهت این که اینها دیدند فقط دیدند و یک عظمت و یک بزرگی در دل آنها از رسول خدا فقط جای گرفت و بس، همین! پیغمبر را بزرگ یافتند پیغمبر را مافوق خودشان تصور میکردند.

