اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

14005
نسخه عربی

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

15
  •  می‌شود خدای واقعی، می‌گویند یک روز اویس از جایی می‌گذشت دید یک شخصی در قبر ایستاده دارد نماز می‌خواند، یک‌خورده ایستاده بالای سرش، دید هی دارد نماز می‌خواند دو رکعت نماز می‌خواند تمام می‌شود، دوباره می‌آید دو رکعت دیگر می‌خواند تمام می‌شود، رو کرد به او گفت چه‌کار می‌کنی؟ گفت دارم برای فرار از فشار قبر و عذاب قبر دارم نماز می‌خوانم، گفت از کی شروع کردی به نماز خواندن؟ گفت بیست سال است. گفت بیست سال است در این چاله داری نماز می‌خوانی؟ گفت بیست سال است که از خدا دوری، چرا؟ چون کی خدا گفته برای فرار از عذاب قبر بلند شو برو نماز بخوان، تو بیا به عباداتت برس به تکالیفت برس، به معاملاتت برس، فشار قبر هم از تو برداشته می‌شود، ما نماز برای فشار قبر نداریم، این فشار قبر برای این به یک بت تبدیل شده، نماز برای خدا باید خواند نه! برای این خاک و سنگ، نماز برای خدا باید خواند نه! برای فرار از نکیر و منکر، نماز برای خدا باید خواند نه! برای عذاب و اینها التفات می‌کند که چقدر مسئله مسئله مهم است.

  •  این فطرت عبارت است از داده‌هایی که آن داده‌ها اگر افراد عادی بدون غرض و مرض، افراد عادی بیایند و اعمال انسان را با این داده‌های خودشان به محک بگذارند بتوانند کارهای انسان را تأیید کنند آن وقت در این جا راه انسان راه مطابق با فطرت، گفتار انسان دیگر می‌شود گفتار مطابق با فطرت، اما اگر افراد عادی یعنی همین افراد عادی که انسان در موارد به آنها مراجعه می‌کند در کارها به آنها مراجعه می‌کند، فرض کنید که اگر در خیابان مورد ظلم و تعدی قرار گرفته مثلا به او حمله آوردند دو نفر می‌خواهند او را بزنند خب این داد نمی‌زند به افراد، آی مردم بیایید ببینید چرا اینها دارند ما را می‌زنند؟ چرا دارند این کار را انجام می‌دهند؟ مگر نمی‌گوید این که داد می‌زند آی مردم بیاییید ببینید آی مردم بیایید نگذارید، یعنی فطرت مردم را دارد الان به داوری می‌طلبد، چطور شد آن جایی که وقتی یک ظلمی به انسان می‌خواهد شود ما به همین مردم مراجعه می‌کنیم برای داوری، اما وقتی که می‌خواهیم خودمان یک کاری انجام بدهیم این مردم همه حیوان هستند، این مردم دیگر چیزی نمی‌فهمند چه جور می‌شود قضیه، وقتی که در مسائل عادی ما با او برخورد می‌کنیم همین مردم را و همین فطرت مردم را و همین عقل مردم را ما به سوی داوری به حق و داوری به عدل، ما همین مردم را می‌طلبیم آی مردم بیایید ببینید این دارد بیخود می‌زند، آی بیایید نگاه کنید ببیند دارد مال این را می‌گیرد، آی مردم بیایید نگاه کنید ببینید دارد به این ظلم می‌کند، این آی مردم آی مردم آی مردم منظورچه کسانی هستند، منظور همین مردم هستند، منظور همین مردمی‌که عقل دارند، منظور همین مردمی‌که شعور دارند، منظور همین مردمی‌که فطرت دارند درست شد، اما وقتی که نه خودمان می‌خواهیم یک کاری انجام بدهیم و به نظرمان درست است، اصلا مردم بیخود می‌کنند آدم نیستند، مردم کی هستند حرف حرف ما است، مردم‌